محمد مهدى ملايرى

359

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

حال و براى بيان مقصود رساتر و شيواتر از يك سخنرانى مفصل يا نامهء بلندبالا است . اين روش از روزگاران قديم در زبان پارسى معمول بوده نمونهء آن را در كارنامهء اردشير مىيابيم . در نامه‌اى كه اردشير از دربار اردوان به پدرش بابك نوشته بود و در آن با پدرش از پرخاشگرى خود با پسر اردوان و خشم اردوان را بر خود سخن گفته بود بابك در پاسخ وى چنين نوشت : « اكنون پوزش‌خواه و پشيمانى آشكارساز چه دانايان گفته‌اند كه دشمن به دشمن آن نتواند كردن كه به مردمان از كردار خويشتن رسد . » اين نيز گفته‌اند كه : « آن كس را از خود ميازار كه از وى ترا گريز نيست . » « 1 » و از آنچه در كتب ادب دربارهء امثال فرس آمده معلوم مىشود كه از اين امثال مقدار زيادى به عربى ترجمه شده و در دسترس دبيران بوده . ياقوت در معجم الادباء اين شعر را از محمد بن عبد الملك زيّات روايت كرده . إرووا عن فارس لنا مثلا * فان امثال فارس عبر « 2 » يعنى از امثال فارسيان براى ما روايت كن زيرا در امثال ايشان عبرت و پند است . و ابو نواس هم در شعرى از مثلى از قول كسرى بدين‌گونه ياد كرده : كقول كسرى فيما تمثّله * من فرص اللّص ضجّه الوق « 3 » كه ظاهرا ترجمهء اين مثل فارسى است : « دزد بازار آشفته مىخواهد » . و همو نام بسيارى از شعرا را كه امثال فارسى را در اشعارشان به عربى برگردانده‌اند نقل كرده « 4 » و ابن عبد ربّه در جايى كه از امثال اكثم بن صيفى و بزرجمهر الفارس ياد كرده دربارهء امثال بزرجمهر گويد : و اينها همان امثالى بودند كه جعفر پسر يحيى ( برمكى ) در كلام خود به كار مىبرد . « 5 »

--> ( 1 ) . كارنامهء اردشير بابكان ، بهمن 1342 ه . ش . تهران ، ص 12 - سبك‌شناسى ج 1 ، ص 124 ، چاپ دوم . ( 2 ) . معجم الادباء ، ج 1 ، ص 31 . ( 3 ) . عيون الاخبار ، ج 2 ، ص 22 . ( 4 ) . بسيارى از اين امثال فارسى را كه به عربى برگردانده شده در سال هشتم الدراسات الادبية ص 292 - 298 در مقاله آقاى جعفر هليلى با عنوان « ما اخذه الشعر الفارسى من العربيه و الشعر العربى من الفارسيه » مىيابيد . ( 5 ) . العقد الفريد ، ج 1 ، ص 327 .