محمد مهدى ملايرى
358
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خصوص جعفر پسر يحيى برمكى در توقيعنويسى شهرتيافته و بهطورى كه نوشتهاند توقيعهاى او را دست به دست مىگرداندهاند ( و حتى به بهاى گزافى خريد و فروش مىكردهاند ) . جهشيارى در وصف جعفر نوشته كه وى نويسندهاى بليغ بود و چون او توقيع مىنوشت توقيعهاى او را استنساخ مىكردند و نوشتههاى شيواى او را به درس مىخواندند . وى از على پسر عيسى پسر يزدانيروز « 1 » حكايت كرده كه روزى او ( جعفر ) به مظالم نشست و بر هزار و چند عريضه توقيع نوشت و چون آنها را نزد كارگزاران و دبيران و دبيران ديوان پخش كردند هيچيك از آنها مكرّر يا مخالف حق نبود . « 2 » امثال ديگر از موادى كه به گفتهء ابن مدبّر دبيران ديوان خلافت مىبايستى براى تقويت خويش در نويسندگى بياموزند امثال ايرانيان ( امثال الفرس ) و طرز استفاده از آنها بوده است . مثل معمولا به عبارتهاى كوتاه حكيمانه يا داستانهاى عبرتانگيز و حكايتهاى پندآموز حتى از زبان جانوران و هر نوع گفتهها و شنيدههايى گفته مىشود كه معمولا نكتهاى در خود نهفته دارند و در سخن سخنوران يا نوشتهء نويسندگان براى تأييد گفته يا نوشتهء خود از آنها استفاده مىشود . اين صنعت كلامى را كه در اصطلاح اصل بلاغت ارسال مثل مىگويند يكى از هنرهاى خوب نويسندگى شمردهاند زيرا گاه بيان يك مثل بجا و به مورد و متناسب با مقتضاى
--> ( 1 ) . اين كلمه به همين صورت يزدانيروز در كتاب الوزراء و الكتاب چاپ شده احتمال تحريف در آن مىرود . ( 2 ) . الوزراء و الكتاب ، ص 204 . ابن خلدون دربارهء جعفر نوشته كه او در حضور رشيد به عريضهها توقيع مىنوشت و آنها را نزد صاحبانشان مىانداخت و بلغا در به دست آوردن توقيعهاى او پيشدستى مىكردند براى اينكه روشهاى بلاغت و فنون آن را از آنها به دست آورند حتى گفته شده كه هريك از اين توقيعها به يك دينار طلا خريد و فروش مىشده ، مقدمهء ابن خلدون ، چاپ المطبعة چاپ سوم 1900 م . بيروت ، ص 247 .