محمد مهدى ملايرى
355
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پارسى به عربى ترجمه كرده و در كتابى به نام « اليتيمه فى الرسائل » مندرج بوده و ديگر مجموعهاى بوده به نام كتاب الرسائل كه ابان بن عبد الحميد لاحقى به شعر مزدوج عربى درآورده بود . توقيعات توقيع چنان كه گذشت عبارت از دستورهايى بوده است كه از سوى فرمانروايان صادر مىگرديده و به وسيلهء توقيعنويس كه وزير يا صاحب ديوان رسائل بوده با عباراتى كوتاه و مختصر يادداشت مىشده تا در دبيرخانه براساس آن توقيعنامه يا فرمانى به آيين مرسوم نوشته و صادر گردد . و اين هم گذشت كه اين توقيعها از آنجا كه به وسيلهء تواناترين دبيران دربار نوشته مىشده و غالبا در عباراتى كوتاه و مختصر معانى بلند و پرمايهاى در برداشته ، ازاينرو از قطعات ادبى و شيوا به حساب مىآمده كه غالبا دبيران و نويسندگان براى تقويت حافظه و افزودن به سرمايههاى لغوى و بيانى خود آنها را جمع مىكرده و به حافظه مىسپردهاند ، و به همين سبب توقيعات پارسى كه دبيران ديوان خلافت آنها را همچون نخستين الگوهاى خود مىيافتند در ميان اين دبيران شأن و اعتبارى يافت تا آن حد كه از سوى بزرگان ديوان و نويسندگان معروف آموختن آنها به دبيران ديوان توصيه مىشد و جزء موادّى گرديد كه دبيران براى تقويت قدرت نويسندگى خود مىبايستى آنها را فراگيرند . ما نمىدانيم كه از اين توقيعات چه مقدار به زبان عربى ترجمه شده و مورد استفاده دبيران قرار گرفته چون معمولا اينگونه عبارات كوتاه و پرمعنى غالبا بدون ذكر گوينده يا نويسندهء اصلى ، زبان به زبان مىگردد و از نامهاى به نامهء ديگر منتقل مىشود و در اين نقل و انتقالها نام نويسنده يا گوينده آنها يا محو و فراموش مىشود و يا در آنها تغيير و تبديلى روى مىدهد . ولى از اينكه عنوان « توقيعات الفرس » در ضمن آثار بازمانده ايرانى قابل ذكر بوده و ابن مدبّر و مسعودى هم از آنها با همين عنوان ياد كردهاند چنين معلوم مىشود كه دستكم