محمد مهدى ملايرى
353
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
و طبرى از نامهاى از شاپور پسر شاپور ذو الاكتاف به كارگزاران خود ياد مىكند كه در آن ايشان را به نيكى رفتار و مدارا با مردم توصيه كرده و وزيران و دبيران و اطرافيان خود را هم به پيروى از دستورهاى آن فرمان داده . « 1 » و همچنين طبرى از نامهاى سخن گفته كه بهرامگور پس از پيروزى بر خاقان به اطراف نوشته و در آن چگونگى تجاوز خاقان را به كشورش و سپس چگونگى لشكركشى خودش را كه از راه آذربايجان و كوهستان قفقاز خود را به خوارزم رسانده و بر او پيروز شده همه را شرح داده و در آن نوشته كه به شكرانه اين پيروزى خراج سه سال را از مردم برداشته . و طبرى آن را به بلاغت و شيوائى ستوده است . « 2 » دو نامه هم از خسرو انوشروان در مآخذ اسلامى ياد شده و قسمتى از آنها هم نقل گرديده ، يكى نامهاى است كه وى هنگامى كه بر تخت شاهى نشست و سازمان لشكرى ايران را تغيير داد و آن را به چهار قسمت كرد و براى هر قسمت يك فرمانده ( طبرى پادوسبان ) تعيين نمود به آنها نوشته كه طبرى بخشى از نامهاى را كه خطاب به پادوسبان آذربايجان بوده بدينگونه نقل كرده است : « بسم اللّه الرحمان الرحيم : من الملك كسرى ابن قباذ الى وارى بن النخبير جان فادوسبان آذربيجان و ارمينيه و حيزّها و دنباوند و طبرستان و قيزها و من قبله سلام . فانّ احرى ما استوحش له الناس فقذ من تخوّفوا فى فقدهم ايّاه زوال النعم و وقوع الفتن ، و حلول المكاره بالافضل منهم فى نفسه او حشمه او ماله او كريمه و انّا لا نعلم وحشته و لا فقد شئ اجلّ و ذيئة عند العامّه و لا احرى ان تعمّ به البليه من فقد ملك صالح . » و ديگر نامهاى است كه وى در هنگامى كه در جنگ با روم به سبب بيمارى در حمص بوده و از شورش پسرش انوشزاد كه با پراكندن خبر مرگ او قصد تصرف تاج و تخت را داشته باخبر گرديده به كاردار خودش در ايران نوشته
--> ( 1 ) . طبرى 1 / 846 . ( 2 ) . طبرى 1 / 866 ، و كان كتابة فى ذلك كتابا بليغا .