محمد مهدى ملايرى

351

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

يك از آنها دربارهء تنسر يا رسالهء او آمده گويد : « تمامى اين اخبارى كه ذكر كرديم از رساله‌اى ناشى شده است به زبان پهلوى كه در صدر اسلام موجود بوده و ابن مقفع آن را به زبان عربى ترجمه نموده . اصل پهلوى و ترجمه عربى آن تا مدتى پابه‌پاى يكديگر مىرفته و مؤلفين سابق الذكر آن را يا به پهلوى يا به عربى ديده و از آن استفاده كرده و نام برده‌اند . تا حدى كه ما اطلاع داريم امروزه نه ترجمهء عربى اين رساله در دست است و نه اصل پهلوى آن . ولى ترجمهء فارسى كه از روى ترجمهء عربى در اوائل قرن هفتم هجرى شده است به دست ما رسيده . و اما داستان ترجمهء اين نامه از عربى به فارسى چنين بوده كه بهاء الدين محمد پسر حسن پسر اسفنديار مؤلف تاريخ طبرستان بين سالهاى 611 تا 623 ه . قمرى در خوارزم در رستهء صحافان به كتابى برخورده كه در آن چند رساله بوده كه يكى از آنها همين نامه بوده كه آن را چنين وصف كرده : و رسالهء ديگر كه ابن المقفع از لغت پهلوى مقرب گردانيده جواب نوشتهء جشنسف‌شاه شاهزادهء طبرستان از تنسر داناى فارس هربذ هرابذهء اردشير بابك ، با آنكه نه روز كار مساعد و نه دل و ساعد هيچ كار بود . . . در فراهم آوردن تاريخ طبرستان چون تقديم اقدم لازم بود اين رساله را كه چون فلك مشحون است از فنون حكم ترجمه كرده افتتاح بدور رفت . آنچه در بالا نقل شد مطالبى است كه دربارهء ترجمهء عربى و فارسى اين رساله در مقدمهء آن آمده و اما دربارهء اصل پهلوى آن در اين مقدمه چنين مىخوانيم : « پروفسور ارتور كريستن‌سن دانماركى در كتاب « وضع ملت و دولت و دربار در دورهء شاهنشاهى ساسانيان » كه به زبان فرانسه تأليف كرده است اين نامهء تنسر را يعنى متن فارسى و ترجمهء فرانسوى آن را كه دار مستتر منتشر ساخته در دست داشته و از آن استفاده بسيار كرده و مىگويد كه در ميان منابع اطلاع ما بر تأسيسات عهد ساسانى يكى از آنها كه در درجهء اول اهميّت است نامهء تنسر است . »