محمد مهدى ملايرى
350
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
المملكة ، و ذوى الحرث هم عمرة البلاء السلام عليكم ، فانّا به حمد الله صالحون و قد وضعنا عن رعيّتنا بفضل رأفتنا اتاوتها الموظفة عليها . . . « 1 » نامهء ديگرى از همين اردشير در دست بوده كه جهشيارى قسمتى از آن را نقل كرده و آن نامهاى بوده است خطاب به وزيرانش كه چنين شروع مىشده : « اعلموا انّكم ان هممتم الّا تستعينوا الّا به من تكاملت فيه الخصال الرضيّه ، و احرز المذاهب المحموده ، فقد رمتم شيئا عسيرا غير موجود فاكتفوا من دين المرء و ورعه ، بان يكون للكبائر و الفواحش مجتنيا » . « 2 » نامهء تنسر و از همين دوران اردشير ولى نه از او بلكه از شخصى به نام تنسر ( با اختلافى در قرائت اين نام ) نامهاى به زبان فارسى در دست است كه نزديك به نود سال پيش ( 1894 م ) دار مستتر خاورشناس فرانسوى با همكارى چند تن ديگر آن را با ترجمهء فرانسوى آن در مجلهء آسيائى چاپ پاريس منتشر ساخته . و دانشمند فقيد مجتبى مينوى هم آن را با مقدمهاى عالمانه دو بار در تهران چاپ و منتشر كرده « 3 » و اكنون در دسترس است . و چون مطالبى كه در اين باره گفتنى مىنمايد در مقدمه مرحوم مينوى گفته و نوشته شده ازاينرو در اينجا از آن مقدمه آنچه به اصل پارسى و ترجمهء عربى اين نامه باز مىگردد خلاصه و نقل مىشود . شادروان مينوى پس از ذكر منابعى كه نام اين رساله يا مؤلف آن تنسر در آنها ذكر شده مانند دينكرد از منابع زردشتى ، يا مروج الذهب مسعودى و تجارب الامم مسكويه و كتاب ماللهند بيرونى و فارسنامهء ابن بلخى و تاريخ طبرستان ابن اسفنديار و زبدة التواريخ كاشانى از مؤلفات اسلامى ، و بيان مطالبى كه در هر
--> ( 1 ) . اين نامه در صبح الاعشى هم نقل شده ، ج 1 ، ص 236 . ( 2 ) . الوزراء و الكتاب ، ص 8 . ( 3 ) . بار اول در سال 1311 ه . ش . بار دوم در دىماه 1354 ه . ش . تهران .