محمد مهدى ملايرى

339

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

تفاوت آنها از لحاظ نوع كلمات و القابى كه دبير بايد براى هر طبقه به كار برد نوشته‌گويى خود را با نوشته‌اى نظير آنچه مثلا در نامهء تنسر يا عهد اردشير يا گفتهء انوشروان در باب طبقات مردم آمده « 1 » يا آنچه دربارهء آيين نگارش در دبيرخانهء ساسانى ذكر شد روبه‌رو مىبينيم كه با تغييرى در الفاظ و اصطلاحات و تحولى در نوع بيان بدين صورت درآمده و گويى كه ابن مدبّر در نوشتن اين مطالب يكى از همان رسائل يا عهدها يا نوشته‌هاى ديگر را كه در نامهء خود ياد كرده و آموختن آنها را به دبيران توصيه نموده است در نظر داشته و سعى كرده است همان اصولى را كه از سنّتهاى گذشتگان بوده براى دبيران همروزگار خودش كه در دورانى از خلافت عباسى مىزيستند كه تشبّه به آن گذشتگان نشانه‌اى از ادب و فرهنگ شمرده مىشد كم‌وبيش شرح دهد و آنها را بدان اصول كه دستگاه خلافت عباسى سخت بدانها پاىبند شده بود آشنا گرداند . اين نكته از نوشته ابن مدبر كه براى بازرگانان و بازاريان و عامه مردم نيازى به ترتيب مراتب نيست زيرا آنان از اين امر بىنيازند ازاين‌رو قابل تأمل مىنمايد كه در طبقات اجتماعى ايران نيز اين طبقهء كارورزان از طبقات ممتاز به شمار نمىرفتند و جز سران و سرداران ايشان داراى مرتبه و درجاتى هم نبودند . در همين نامهء ابن مدبّر شاهد نكتهء ديگرى در اين تحول هستيم و آن دسته‌بندى كلمات و عبارات است به تناسب طبقات كه با آنكه در زبان عربى سابقه نداشته به تدريج در اين زبان شكل گرفته و رفته‌رفته جزء سنّتهاى آن شده است . وى به عنوان نمونه از الفاظ و عباراتى كه در معنى و مفهوم باهم فرقى ندارند ولى از لحاظ مقام و منزلت باهم تفاوت بسيار دارند چندين مثال آورده كه براى نمونه يكى از آنها در اينجا ذكر مىشود ، مىنويسد . عبارت « ابقاك الله طويلا » يا عبارت « اطال الله بقاءك » كه به عنوان دعا در نامه‌ها به كار مىروند در لفظ و معنى باهم برابرند ولى در رتبه و مقام فرق بسيار دارند . زيرا چنين نهاده‌اند

--> ( 1 ) . ن . ك . نامهء تنسر ، ص 57 ، و عهد اردشير ، ص 63 و السعاده و الاسعاد ، ص 209 زير عنوان فى اقسام الرعايا .