محمد مهدى ملايرى

338

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

وى گويد : « و از اين‌كه براى بازرگانان و بازاريان و عامه مردم هم رتبه‌اى ترتيب دهيم بىنيازيم زيرا ايشان به سبب اشتغالشان به كارها و مشاغل خويش بدين آلات و ادوات ، نيازى ندارند » . ابن مدبّر در پايان اين طبقه‌بندى گويد : « براى طبقه‌اى از اين طبقات معانى و روشهايى خاص است و بر تو فرض است كه آنها را در نامه‌هاى خود رعايت كنى و سخن خود را با ترازوى آنها بسنجى و به هركس آنچه بهرهء اوست برسانى . معانى نيكو تا وقتى كه با الفاظ نيكو يعنى الفاظى كه درخور مخاطب و متناسب با قدر و مقام او باشد پوشانده نشود نه تنها از بلاغت نصيبى ندارد بلكه هم پست و بىمقدار جلوه كند و هم از قدر و منزلت مخاطب بكاهد و بر او ستم روا دارد » . « 1 » ابن مدبّر خود آگاه است كه اين راه و روش نه در سرشت زبان عربى بلكه ساخته و پرداختهء دبيران ديوان است و به همين سبب است كه ذكر اين نكته را لازم مىداند كه : بزرگان سلف آغاز نامه‌هايشان تنها اين بود « من فلان بن فلان الى فلان » و در زمان پيغمبر اكرم و صحابه و تابعين نيز به همين منوال بود و اين امر به همين گونه ادامه داشت تا هنگامى كه دبيران ديوان اين سرآغازهاى بديع را به كار بردند و سخنان لطيف را استنباط كردند و براى هر طبقه‌اى از مردم مرتبتى قرار دادند و همچنان به اين آيين رفتند و تا دوران ما هم در نامه‌هاى خلفا و اميران و فتح نامه‌ها و امان‌نامه‌ها و سجلّات همچنان در اين راه ثابت‌قدم مانده‌اند . « 2 » نامه ابن مدبّر گام ديگرى در تحول انشاء عربى اين‌كه از رساله ابن مدبّر به عنوان گام ديگرى در تحوّل انشاء و ترسل عربى ياد شد كه آن را هرچه بيشتر از روشهاى مألوف عربى دور و به روشهاى پارسى نزديك مىسازد بدان سبب است كه با خواندن آنچه او دربارهء طبقات اجتماعى مردم و

--> ( 1 ) . رسائل البلغاء ، ص 230 . ( 2 ) . رسائل البلغاء ، ص 232 .