محمد مهدى ملايرى
337
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ايران در دوران ساسانى منتها با شكل و شمايلى ديگر به وضوح در آن ديده مىشود . ابن مدبّر در اين طبقهبندى اجتماعى كه هدف از بيان آن طبقهبندى الفاظ و عبارات در نامههاى ديوانى به تناسب آن طبقات است خطاب به دبير ديوان چنين مىنويسد : « هركسى را به تناسب شكوه و جلال و بلندى مقام و فهم و آگاهيش ، طرف خطاب قرار بده » . « طبقات سخن را بر هشت قسمت بدان چهار قسمت براى طبقات بالا و چهار قسمت براى طبقات پائينتر از ايشان . هر طبقهاى را درجهاى هست و هر يك از آنها را حقى ( در تنظيم و تحليل ) و دبير بليغ را نشايد كه در اداى حق هر طبقهاى كوتاهى كند يا آن را به غير اهل بگرداند » . « بالاترين طبقات خليفه است كه خداوند شأن او را برتر از آن قرار داده كه وى را با حدى از ابناء زمان در تعظيم و توقير و در خطاب و ترسل همسان و همپايه بدارند » . « طبقهء دوم وزيران و دبيرانند كه با خرد و زبان خود با خليفه سخن مىگويند و با تدبير خود نابسامانيها را به سامان مىبرند و به ادب خود خويشتن را مىآرايند » . « سوم مرزداران و سران سپاه هستند كه هريك را در خور قدر و منزلتش و به تناسب وظائفى كه بر عهده دارد ، طرف خطاب قرار مىدهند » . « طبقه چهارم قاضيان هستند كه هرچند فروتنى دانشمندان و زينت فضلا دارند ولى از ابهت فرمانروائى و هيبت فرمانروايان نيز بىبهره نيستند » . « و اما آن چهار طبقهء ديگر نخست پادشاهانند ( ظاهرا مقصود پادشاهان داخل در قلمرو خلافت است ) كه نعمتها و فضائل ايشان ايجاب مىكند كه آنها را در نامهها برتر از ديگران گيرند . و ديگر وزيران و دبيران ايشان ، و سوم دانشمندان و چهارم مردم صاحب قدر و جلالت و ارباب ظرافت و ادب » .