محمد مهدى ملايرى
334
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در آن با تفصيل بيشترى از آنچه دبيران مىبايستى بياموزند تا در حرفه خود كاركشته و در هنر نويسندگى توانا گردند سخن گفت . از آنجا كه اين رساله در زبان عربى و به اصطلاح امروز در محافل ديوانى آن روز تازگى داشت با نام « الرساله العذراء » معروف گرديد يعنى نامهء بكر كه گويى مطالب آن قبلا ناگفته و چون درى ناسفته بوده است . اين نامگذارى گذشته از بلاغت و شيوايى اين نامه از اين امر هم سرچشمه مىگرفت كه مطالبى در آن عنوان شده كه بسيارى از آنها هرچند اجمالا معلوم دبيران بود و كموبيش آنها را رعايت مىكردند ولى تا آن زمان بدانگونه دربارهء آنها گفتگو نشده و به صورت رسم و آيينى مشخص بدانگونه كه در اين نامه آمده درنيامده بود . و به همين سبب هم خواندن و آموختن اين رساله و به كار بستن دستورهاى آن يكى از وظائف دبيران در همهء دورهها گرديد . آنچه باعث ذكر اين رساله در اينجا شد پرتوى است كه اين رساله از دو جهت بر موضوع سخن ما يعنى عبد الحميد و تحول كتابت عربى مىافكند . يكى از آن جهت كه گفته اجمالى ابو هلال عسكرى را دربارهء عبد الحميد كه وى الگوهاى نويسندگى فارسى را به عربى منتقل ساخت از خلال اين رساله مىتوان بهتر و روشنتر دريافت و ديگر از آن جهت كه در اين رساله گام ديگرى را در تحول انشاء ديوانى عربى مىتوان ديد . كه آن را هرچه بيشتر از روشهاى مألوف عربى دور و به روشهاى مأنوس پارسى نزديك مىساخت . ابن مدبّر در جايى كه منابع دانش و فرهنگ دبيران ديوان و آنچه را كه ايشان بايد از آنها سرمشق گيرند برمىشمرد پس از زبان عربى و آنچه به آموختن صحيح آن كمك مىكند و از آن جمله چيزهايى كه آموختن آنها را براى دبيران لازم دانسته اينها را برشمرده است . كتابهاى مقامات و خطبهها و سخنان اعراب ، و معانى عجم « 1 » و حدود منطق و امثال ايرانيان و رسائل ايشان
--> ( 1 ) . مراد از « معانى العجم » كه گاهى در تعبيرهاى عربى در مورد آثار ايرانى ديده مىشود همان -