محمد مهدى ملايرى
331
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آنها يا از زبان شاهان يا موبدان سرشناس يا ديگر كسانى كه در تاريخ يا در داستانها نام و آوازهاى داشتهاند روايت مىشده ولى در واقع همهء آنها زائيده انديشهء انديشمندان و ثمرهء تجارب دانايان و حكيمان در طى روزگاران بسيار دراز بود كه به دست وزيران با تدبير و دبيران آگاه و توانا به روشى پسنديده و زيبا تنظيم يافته و از نسلى به نسل ديگر رسيده و در هر نسلى چيزى بر آن افزوده و آراستهتر شدهاند . و از آنجا كه اين آثار گذشته از آنكه زبده افكار خردمندان و خلاصه تجارب اهل علم و بصيرت را در بر داشتند از بلاغت كامل هم برخوردار و داراى بيانى شيوا بودهاند ، پيوسته و در هر زمان از پايههاى اصلى فرهنگ مردان ادب و بزرگان و وابستگان به ديوان و دربار به شمار مىرفتند و از مهمترين موادى بودند كه آگاهى بر آنها را از دبيران ديوان چشم مىداشتند و از ايشان مىخواستند تا آنها را بخوانند و ياد گيرند تا هم از مطالب آنها در گسترش دامنهء اطلاعات و بارور ساختن انديشهء خود بهره برند و هم روش نويسندگى و بلاغت را از آنها بياموزند . اين روشى بود كه در ايران بدان عمل مىشد و چنان كه ديديم سويد جد محمد بن يزداد هم در مرو همينها را آموخت تا به ديوان مرو پيوست . و چون صاحب ديوانى رسائل در ديوان خلافت هم به دست دبيرانى همچون سالم و عبد الحميد افتاد و كار دبيران دار الانشاء هم رونقى يافت و بر مقام و نفوذ ايشان در ادارهء امور افزوده شد ، و آنها هم به حكم ضرورت مىبايستى در تكميل معلومات خود از آن نوع كه ديوان در حال تحول خلافت را بايسته بود بيفزايند و در اين راه تجارب گذشتگان يعنى آنها كه اين راه را پيش از ايشان پيموده و اثرى از خود به جاى گذاشته بودند براى ايشان راهنمايى شايسته و كمكى گرانبها بود ازاينرو وقتى آن نوشتهها به دست همين دبيران پارسىدان كه در زبان عربى هم دستى توانا و در بلاغت عربى پايگاهى بلند يافته بودند به عربى ترجمه شدند به زودى آنها هم جزء فرهنگ دبيران ديوان خلافت بلكه از اركان آن گرديدند و از راه همان دبيران و همين ترجمهها در فرهنگ طبقهء حاكم و بزرگان دربار خلافت و حتى خود خلفا هم راه يافتند .