محمد مهدى ملايرى
329
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
سويد آموزشى پسنديده يافت و بسيارى از آداب ايرانيان را آموخت آنگاه به خدمت ديوان مرو درآمد و در آنجا به سبب هوش و درايت و توانائيش در نويسندگى پيشرفت بسيار كرد و صاحب مال و منال فراوان گرديد . « 1 » خاندان يزداد از خاندانهاى زردشتى خراسان بودند و نخستين كس از اين خاندان كه مسلمان شد همين سويد جد محمد بود . و از اينكه مادرش او را در كودكى به آموختن فرهنگ دبيران گماشته و سپس او در خدمت ديوان مرو درآمده چنين معلوم مىشود كه پدران او هم همچنان در خدمت ديوان بودهاند زيرا در شرحى كه در پيش گذشت از قديم سنّت چنين بوده كه كار ديوان همچنان در خاندان ديوانيان كه براى اين كار دانش و بصيرت و تجاربى بيشتر از ديگران داشتهاند بگردد و اين سنّت در دوران اسلامى هم اگرنه با آن شدت ولى به حكم ضرورت كموبيش ادامه يافته و در ديوانهاى محلى غالبا به صورت موروث در خاندانهاى كهن باقى مانده بود بههرحال آنكه نخستين بار از اين خاندان خراسان را ترك گفت و به عراق آمد همين محمد بود كه به وزارت
--> - كرده ( به نقل از شرح قاموس ) و بههرحال در اين معنى هم زياد به كار رفته و از مواردى كه كتاب در هر دو معنى به كار رفته در اين شعر است كه شاعرى در شكايت از بىسوادى دبيران زمان خودش گفته : تعس الزمان فقد اتى بعجاب * و محافنون الفضل و الآداب و اتى بكتاب لوانبسطت يدى * فهيم رودتهم الى الكتاب ( صبح الاعشى ، ج 1 ، ص 48 ) يعنى زمان دگرگون شده و چيزهاى شگفتى به يار آورده و فنون فضل و ادب را نابود گردانيده و دبيرانى روى كار آورده كه اگر دستم به آنها مىرسيد آنها را به مكتبخانه باز مىگرداندم . البته كتاب برحسب اصل و قياس بايد جمع كاتب باشد نه مفرد و به معنى مكتب و به همين دليل هم فيروزآبادى استعمال آن را به معنى مكتب غلط شمرده ولى چنان كه ديديم به اين معنى هم استعمال شده ، مىتوان احتمال داد كه در آغاز اين كلمه به صورت محل الكتاب به معنى مكتب به كار رفته كه درست مطابق همان معنايى است كه صاحب مهذّب نوشته يعنى دبيرستان و بعدها به تدريج با حذف جزء اول آن خلاصه شده و به شكل كتاب درآمده است . ( 1 ) . تاريخ الدول الاسلاميه ، تأليف محمد بن على بن طباطبا المعروف بابن الطقطقى ، بيروت 1380 ه . ق . 1960 م . ص 227 و 228 .