محمد مهدى ملايرى

328

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كرد و در اين باره به معلوماتى بيش از آنچه تاكنون در دست بوده دست يافت . البته آن مقدار از اين آثار كه نشانه‌اى از آنها را در مآخذ تاريخى يا ادبى اسلامى مىتوان يافت خيلى كمتر از آن مقدارى است كه در قرنهاى نخستين اسلامى و به خصوص در دورانى كه امر نويسندگى و كتابت در ديوان رسائل عربى در حال تحول و انتقال بود در دسترس دبيران ديوان قرار داشته است . اين را از اينجا مىگوئيم كه حتى بسيارى از اين آثار كه تا قرن سوم و چهارم هجرى هم رسيده بوده و در مؤلفات اين دو قرن نام و نشانى از آنها آمده امروز اثرى از آنها جز همين نام و نشانها باقى نيست چه رسد به آنها كه يا پيش از اين دورانى كه تأليف كتب عربى در آنها رونق يافته از ميان رفته‌اند و يا اين‌كه در اين قرنها هم وجود داشته و نامى از آنها در اين مؤلفات برده نشده ، ولى با اين حال آثار متعدد و مختلفى از آن نوشته‌ها كه مىتوان با دقت و تتبع از خلال مؤلفات اسلامى به دست آورد آن اندازه هست كه بتوان با دقت و بررسى آنها به بسيارى از نكته‌هاى ناشناخته در فرهنگ و ادب پارسى و عربى و پيوستگيهاى تاريخى آنها پىبرد . ابن طباطبا معروف به ابن طقطقى در كتاب « تاريخ الدول الاسلاميه » كه بيشتر به نام « الفخرى فى الآداب السلطانية » شناخته شده ، در شرح‌حال محمد پسر يزداد وزير مأمون نوشته است كه جدّ او سويد هنگامى كه پدرش بدرود زندگى گفت كودك بود مادرش او را به يكى از دبيران يا دبيرستانهاى « 1 » ايرانى سپرد . و

--> ( 1 ) . اين ترديد ناشى از اشتراك معنى « كتّاب » در عربى است . عبارت ابن طباطبا زير عنوان « و ازارة ابى عبد الله محمد بن يزداد بن سويد » چنين است : « هم من خراسان ، كانوا مجوسا ، تم اسلموا و اتصلّوا بالخلفاء ، و سويد اول من اسلم منهم ، و كان قدمات ابوه و هو صغير ، فاسلمته امه الى بعض كتاب العجم فنفذ نفاذا محمودا و تعلم آدابا كثيرة من آداب الفرس ، ثم واظب على ملازمة الديوان . . . » كتاب در عربى هم جمع كاتب است به معنى نويسندگان و دبيران و هم به معنى مكتب يعنى آموزشگاه به كار رفته كه در اين معنى مفرد است نه جمع . گرچه صاحب قاموس كتاب را به معنى مكتب غلط شمرده ولى غالب لغت‌شناسان مانند خليل و زمخشرى و جوهرى كتاب را به معنى مكتب هم نوشته‌اند و صاحب مهذّب هم كتاب را دبيرستان معنى -