محمد مهدى ملايرى
321
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بنابراين مىتوان به خوبى حدس زد كه اين مجموعهها به خصوص مجموعههايى كه به وسيلهء دبيران نامآور قرنهاى نخستين تدوين شده بوده تا چه اندازه شامل اينگونه نوشتههاى فارسى بودهاند كه به عربى ترجمه شده يا خود اين دبيران كه غالبا به زبان فارسى آشنايى داشتهاند آنها را به عربى برگرداندهاند و شايد اگر چيزى از آن مجموعهها تا امروز بر جاى مانده بود مىشد از خلال آنها به اصول بسيارى از آن نوشتههاى ايرانى را كه نامشان در كتب تاريخى و ادبى عربى آمده و از آنها اثرى باقى نمانده يا پارههاى اندكى از آنها در اين كتب نقل شده و در گفتار گذشته از آنها سخن رفت دست يافت . با اين حال باز از نام و وصف بعضى از آن مجموعهها مىتوان پيوند آنها را با مآخذ ايرانى دريافت . از نخستين دبيرانى كه ابن نديم چنين مجموعههايى از آنها نام برده يكى سالم دبير هشام است و ديگرى عبد الحميد . از سالم مجموعهء رسائلى معروف بوده در صد برگ و از عبد الحميد مجموعه رسائلى در هزار برگ . « 1 » از رسائل سالم چون چيزى در دست نيست نمىتوان دربارهء آن اظهارنظرى كرد ولى دربارهء مجموعهء رسائل عبد الحميد گذشته از دو نامهء معروف او كه پيش از اين از آن به تفصيل سخن رفت و پيوند آنها با مآخذ فارسى نموده شد امارات ديگرى در دست است كه آن مجموعه كه امروز در دست نيست پيوند استوارترى با مآخذ فارسى داشتهاند تا جايى كه جاحظ رسائل عبد الحميد را هم در رديف نوشتههاى فارسى نام برده . وى در جايى كه از دبيران ديوان انتقاد كرده و آنان را به بىعلاقگى به آثار عربى اسلامى و شيفتگى نسبت به آثار پارسى و روايات ايرانى نكوهيده و چنان كه ديديم مبانى علم و اطلاع و فرهنگ ايشان را آثار ايرانى مترجم به زبان عربى از قبيل كليله و دمنه و كتاب مروك و عهد اردشير و اين قبيل نوشتهها شمرده در رديف آنها آداب ابن مقفع و رسائل عبد الحميد را هم آورده است . آداب ابن مقفع چنان كه ابن نديم ذكر كرده يعنى ادب الكبير و ادب الصغير و
--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 117 .