محمد مهدى ملايرى

305

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

جابه‌جا در آثار علماى سلف ديده مىشود چنين برمىآيد كه آنچه در نوشته‌هاى فارسى بيش از هرچيز جلب نظر ايشان را مىكرده همين نظم و ترتيب و رعايت فصل و وصل در آنها بوده ، تا جايى كه آن را اساس بلاغت فارسى شمرده‌اند . جاحظ در البيان و التبيين « 1 » و بيهقى در المحاسن و الاضداد « 2 » و ابو هلال عسكرى در الصناعتين « 3 » هر سه اين روايت را نقل كرده‌اند كه از فارسى پرسيدند بلاغت چيست . گفت : شناخت فصل از وصل . و آنچه در اين مورد قابل تأمل مىنمايد گفته جاحظ است در جايى كه بلاغت فارسى و يونانى را باهم سنجيده و فصل و وصل را از مشخصات نثر فارسى شمرده نه يونانى ، وى در اين باره گويد : « از فارسى پرسيدند بلاغت چيست ؟ گفت : شناخت فصل از وصل و از يونانى پرسيدند بلاغت چيست ؟ گفت : تصحيح اقسام و گزينش كلام » . « 4 » و اگر گذشته از اين مآخذ تنها در نوشته ابو هلال عسكرى هم دقت مىشد و آن نوشته به تمامى مورد مراجعه قرار مىگرفت باز مجالى براى پرداختن به اين گونه نظريه‌ها پيدا نمىشد ، چه نوشتهء ابو هلال چنان كه در گفتار گذشته به تفصيل از آن سخن رفت بيان انتقال بلاغت فارسى ، كه آن را در ترتيب معانى و به كار بردن به جاى الفاظ خلاصه كرده به وسيلهء عبد الحميد به زبان عربى است ، و مرحوم دكتر طه حسين از مجموع اين نظر كه با نظر وى ناسازگار بوده تنها به اين مطلب اكتفا كرده كه عبد الحميد به گفتهء ابو هلال فارسى هم مىدانسته ، و مسلم است كه از استنادى چنين نارسا نمىتوان انتظار نتيجه‌اى رسا و منطبق با واقع داشت . اهتمام ناقدان ادب و صاحب‌نظران معاصر عرب تنها به محاسن كلامى و سبك انشاء عبد الحميد و عدم توجه كافى به محتواى منشآت وى و اصول و مبانى آنها باعث گرديد كه در ادبيات معاصر عربى بحث و بررسى دربارهء اين

--> ( 1 ) . البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 87 . ( 2 ) . المحاسن و المساوى ، ص 398 ، « قال الفارسى : البلاغه هى ان تعرف الفصل من الوصل » . ( 3 ) . الصناعتين ، ص 423 : قيل للفارسى ما البلاغه قال معرفه الفصل من الوصل . ( 4 ) . قيل للفارسى ما البلاغه قال : معرفه الفصل من الوصل . و قيل لليونانى ما البلاغة ؟ قال تصحيح الاقسام و اختيار الكلام ( البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 87 ) .