محمد مهدى ملايرى
303
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نوشتهاند . نقل آثار يونانى را كه عموما در پزشكى و فلسفه و نجوم بوده غالبا پزشكان مسيحى سريانى كه به حكم سنخيت در كيش و آيين و زمينهء فرهنگى و شغل خود قهرا رو به جهان مسيحيت داشتهاند عهدهدار بودهاند ، نه دانشمندان مسلمان . اين در مورد دانشهايى است كه از يونان به جهان اسلام منتقل شده و كتابها و رسالههايى هم از آنها و غالبا با واسطهء زبان سريانى به عربى برگردانده شده چه رسد به علوم و آدابى كه زادگاه آنها همين منطقهء شرق بوده و چنان ارتباطى با يونان و روم نداشته ، و نه تنها تا زمان عبد الحميد بلكه در دورههاى بعد نيز كتاب يا رسالهاى در آن زمينهها بدانسان كه زمينههاى پزشكى و نجومى و فلسفى را بوده از زبان يونانى به عربى ترجمه نشده بوده ، و به همين سبب هم علماى سلف و متأدبان عرب از ادبيات يونانى تقريبا بىاطلاع ماندهاند . مطالبى هم كه در نوشتههاى عبد الحميد دليل اثرپذيرى وى از آثار يونانى تصور شده آن هم نتيجهء عدم استقضاء در مآخذ قديم عربى يا به عبارت بهتر عدم مراجعه به آن مآخذ و گاهى هم سهلانگارى در استنباط مطالب از آنها است . چه اگر چنين مراجعهاى صورت مىگرفت و در آنها دقت كافى مىشد همهء آن مطالبى را كه مآخوذ از يونان تصور شده ، و بسيارى ديگر نظائر آنها را مىشد در همان مأخذ قديم و در دوران همان الگوهاى فارسى كه در آنها نقل شده و به گفته ابو هلال عسكرى عبد الحميد آنها را به عربى نقل كرده است يافت . و اگر چنين مىشد به احتمال قوى در نظرهاى ابراز شده تقليدى متناسب به عمل مىآمد و چنان كه برخى از استادان معاصر نوشتهاند نيازى به تغيير عقيده براى استاد فقيد پيدا نمىشد . آنچه را از توصيههاى عبد الحميد به ولىعهد كه از نتايج بحث فلاسفهء يونان شمرده شده مىتوان در مجموعه عظيمى از اين نوع نصايح عملى و روشهاى نيك و منشهاى پسنديده و توصيه و سفارشهايى كه از سوى شاهان به جانشينانشان مىشده و به عربى هم ترجمه شده و در مآخذ قديم عربى ، و به