محمد مهدى ملايرى
302
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
معتقد است كه بلاغت عربى حرف به حرف از بلاغت يونان گرفته شده حتى در شواهد و صورتها و تعبيرها . و به ياد مىآورم كه او به من توصيه كرد تا تاريخ ادبيات فارسى را بخوانم تا ببينم كدام يك از نويسندگان ايرانى بودهاند كه فنون بديع مانند سجع و توريد و طباق و جناس را به نويسندگان عرب الهام كردهاند . آنچه قابل انكار نيست اين است كه در عصور نخستين اسلام تحولى در نثر عربى ظاهر شد و آن تحول از ايجاز به اطناب بود ولى اين يك تحول كندى بود كه اثرش فقط در شئون خاص به تدبير مملكت و طبقهء خلفا بود و اين تحول نتيجه اتصال عرب به ايرانيان بود زيرا آنها بودند كه سنتهاى سلطنتى داشته و اعراب هم وقتى بر هنر و آداب آنها وقوف يافتند به تقليد آن پرداختند . و در اين قرنها بود كه فهميدند كه كتابت ( دبيرى ) فنى است كه قواعد و اصولى دارد و كاتب لازم است كه نوشته خودش را از ضعف و خطا و غلط پاك نگاه دارد . بررسى و نقد نظرهاى محققين معاصر عرب دربارهء اينكه دانشمندان و نويسندگان اسلامى تا چه حد با زبان يونانى آشنا بوده و از آن اثر پذيرفتهاند در گفتارى از همين كتاب با تفصيلى در خود آن گفتار سخن رفته ، خلاصه آنكه به ندرت مىتوان عالمى اسلامى را يافت كه در زبان يونانى آن اندازه تسلط يافته باشد كه بتواند كتابى را از آن زبان به عربى برگرداند يا از آثار يونانى مستقيما استفاده كند . حتى دربارهء يونانى دانستن كندى فيلسوف مشهور عربى هم كه در دانشهاى منتسب به يونان رسالههاى متعددى به نام او ذكر شده ، و برخى از محققان نوشتهاند كه او يونانى مىدانسته و از آن زبان كتابهايى به عربى ترجمه كرده بوده است ، شك و ترديد فراوان هست ، زيرا در رسالههاى كوچكى كه از او برجاى مانده هيچ نشانهاى كه دلالت بر اين امر كند ديده نمىشود ؛ و همين مطلب را هم دربارهء ابن رشد كه راجع به او هم همين توهم مىرفته است