محمد مهدى ملايرى

300

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بوده از نتايج بحث فلاسفهء يونان در عصور متأخر گرفته ، و آنچه در همين نامه خطاب به ولىعهد نوشته كه بر هر يكصد نفر از سپاهيان خود يكى از خاصان خود را بگمارد ، آن هم مطابق است با تقسيمات نظام روم شرقى كه دسته‌هاى صدنفرى را سنتريو و فرمانده آنها را سنتريون مىگفته‌اند . « 1 » و نظم و ترتيبى هم كه در نوشته‌هاى عبد الحميد ديده مىشود كه بر خلاف نوشته‌هاى ديگران به هم ريخته و مغشوش و درهم نيست ، و آن را از ويژگيهاى نثر عبد الحميد شمرده‌اند ، آن هم از خصوصيات كلام يونانى است . و بنابراين با اين‌كه عبد الحميد به گفته ابو هلال فارسى هم مىدانسته بايد او را تحت تأثير فرهنگ يونانى شمرد نه ايرانى . نوشته دكتر زكى مبارك ديگر از استادان عرب كه دربارهء نثر فنى در عربى سخن گفته‌اند دكتر زكى مبارك است « 2 » . او در كتاب مفصّل خود به نام « النثر الفنى فى القرن الرابع » پس از شرحى دربارهء شعر و نثر دربارهء نثر عبد الحميد مطالبى آورده است كه : آن قسم از نثر عربى كه زبان گفتگو و زبان صحبتهاى عادى مردم يا بيان كنندهء عاطفه و احساس است از لحاظ اينكه از آن عواطف و احساسات نتيجه فكر و انديشه ظاهر مىشود اين نثر اثرى است از آثار زندگى اسلامى جديد كه در دوران اسلامى ظاهر شد و پيش از آن وجود نداشت . و اين هم چيزى است كه اسباب و ظروف و پيش‌آمدهاى طبيعى آن را ايجاد كرد و اين هنرى بود كه نياز

--> ( 1 ) . تفصيل اين مطالب را در كتاب « من حديث الشعر و النثر » خواهيد يافت ، چاپ دار المعارف مصر ، در گفتار مربوط به « النثر العربى فى القرنين الثانى و الثالث » . ( 2 ) . دكتر زكى مبارك از استادان معاصر دكتر طه حسين در كتاب « النثر الفنى فى القرن الرابع » در بيان نظر خاورشناس فرانسوى ويليام مارسه كه بدان اشاره شد نوشته كه آقاى مارسه معتقد است كه تزيينات فنى كلام از ايرانيان به اعراب رسيده دكتر طه حسين هم از همين نظر پيروى مىكرد ولى يك‌باره تغيير عقيده داد و گمان كرد كه از يونان به اعراب رسيده « النثر الفنى فى القرن الرابع » ص 15 و 16 .