محمد مهدى ملايرى

294

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

خود او كه بنا به روال كلى وى در اين نوشته و نوشته‌هاى ديگر خويش مايل است كه اثر يونان را در فرهنگ اسلامى و بلكه به‌طور كلى در فرهنگ شرق در زمينه‌هايى كه چنين اثرى وجود داشته آن را بيشتر از آن‌چه بوده جلوه دهد ، و در زمينه‌هايى هم كه چنين اثرى وجود نداشته آن را با حدس و گمان و به قدرت بيان در آنها هم گسترش دهد ، و ديگرى عشق و علاقه وى به اين‌كه در هر موضوعى تا حد امكان راهى خلافت جمهور بپيمايد و نظرى نو ابراز دارد ، چيزى كه طبعا تحسين و اعجاب نوطلبان و سنت‌گريزان را برمىانگيزد ، و همين ها هم باعث مىگردد كه بر جنبهء خطابى و جدلى سخنان اين استاد در اين زمينه افزوده شود ؛ و به نظر مىرسد كه آنچه وى را در اين زمينه بيشتر برانگيخته كنفرانسى بوده كه يكى از استادان عرب‌شناس فرانسوى به نام ويليام مارسه ( William Marceai ) استاد ادبيات عربى در مدرسهء زبانهاى شرقى پاريس در آغاز دروس خود در موضوع نثر فنى عربى ايراد كرده بوده ، و آن كنفرانس چاپ و منتشر شده و مورد توجه صاحب‌نظران و دست‌اندركاران زبان و ادبيات عربى در جهان عرب گرديده بود . « 1 » اين استاد فرانسوى در آن كنفرانس اظهار داشته بود كه چون اعراب در جاهليت داراى زندگى بدوى بودند و زندگى بدوى هم نثر فنّى به وجود نمىآورد ازاين‌رو نثر فنّى در ترسّل عربى داراى زمينه عربى نيست و اين نثر در زبان عربى با نويسندگان فارسىزبان عربىنويس همچون ابن مقفع آغاز شده بنابراين بايد ريشه آن را در نثر فارسى جستجو كرد . اين سخن‌ران دربارهء اين‌كه چرا نثر فنى در زندگى بدوى به وجود نمىآيد ، گفته چون نثر فنى زبان عقل است كه با آن زندگى دمساز نيست بر خلاف شعر كه زبان عاطفه و خيال و احساس و متناسب با چنان زندگى است . و دربارهء اين‌كه چگونه اين نثر با ابن مقفع آغاز شده گويد ، اين‌گونه نثر از خلال ترجمه‌هاى او از فارسى به زبان عربى راه يافته و پس از بحث مفصلى در اين زمينه اظهار تأسف كرده از اين‌كه اصل فارسى

--> ( 1 ) . اين كنفرانس هم جداگانه و هم در مجلهء فرانسوى چاپ و منتشر شده بود .