محمد مهدى ملايرى
293
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
گفته دكتر طه حسينى ديگر از نظرهايى كه دربارهء عبد الحميد و سبك او ابراز شده مطلبى است كه دكتر طه حسين استاد و نويسنده معروف مصرى در كتاب « من حديث الشعر و النثر » نوشته است . گرچه در اين كتاب كه مجموعهاى از سخنرانيهاى آن استاد در مجامع مختلف در زمينه ادب عربى است غالبا جنبهء خطابى و جدلى بر جنبهء تحقيقى آن مىچربد « 1 » ، و به همين سبب خالى از نظرهاى افراطى نيست ولى از آنجا كه هم اين كتاب و هم مؤلف آن در ادب معاصر عربى از رواج و شهرتى برخوردارند ، كه نمىتوان مطالب آن را به خصوص در اين بررسى كه سعى مىشود جامع همهء نظرهاى ناقدان ادب و نويسندگان معروف معاصر هم باشد ناديده انگاشت . خلاصهء نظرى كه در اين كتاب به چشم مىخورد اين است كه عبد الحميد در افكار و انديشههايش از فرهنگ يونانى اثر پذيرفته نه از ايران و سبك نويسندگى خود را هم از زبان يونانى گرفته نه از زبان فارسى ، و چون اين نظر مخالف با واقع و با همهء آن چيزهايى است كه از سوى ناقدان قديم ادب و محققان معاصر در اين زمينه و دربارهء فن ترسل عربى اظهار شده ناچار بايد در بيان آن قدرى به تفصيل پرداخت . از مطالعهء آنچه اين استاد در اين زمينه نوشته چنين برمىآيد كه وى در اين نظر تحت تأثير دو عامل مؤثر قرار داشته ، يكى زمينه فرهنگى و گرايش فكرى
--> ( 1 ) . در مقدمهء كتاب به قلم مؤلف چنين آمده : « مىخواهم همهء آنها كه اين گفتهها را مىخوانند بدانند كه من آنها را نه پيش از گفتن نوشتهام و نه پس از گفتن اصلاح كردهام . . . اينها يادداشتهايى است كه بعضى از دانشجويان از درسهاى من برداشتهاند . و اگر خواستهام كه پيش از مراجعه به من آن را در كتابى منتشر نكنند نه براى اصلاح مطالب آن بوده چون براى چنين كارى وقت كافى نداشتهام بلكه براى اين بوده كه بدانم آنچه نقل شده گفتههاى خود من بوده و چيزى را كه نگفتهام به من نسبت ندهند ، و چون اين فصلها را بر من خواندند ديدم اينها همان نظريههاى من در موضوع شعر و نثر است و جز كمى از آنها كه در جاى خود به آنها اشاره كردهام تغيير نكردهاند . » و اين روش يك خطيب بىپروا است نه يك محقق دقيق و بااحتياط كه پيش از بيان نظرى آن را دقيقا با موازين عقلى و نقلى مىسنجد و ناسنجيده مطلبى آن هم در خلاف عقيدهء جمهور اظهار نمىدارد .