محمد مهدى ملايرى
284
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
تعمر بلادهم ، يحتاج اليكم الملك فى عظيم ملكه ، و الوالى فى القدر السنّى و الدنّى من ولايته ، لا يستغنى عنكم منهم احد ، و لا يوجد كاف الّا منكم ، تموتمكم منهم موقع اسماعهم التى بها يسمعون ، و ابصارهم التى بها يبصرون و السنتهم التى بها ينطقون ، و ايديهم التى بها يبطشون . انتم اذا آلت الامور الى موائلها و صارت الى محاصلها ، يقاتهم دون اهليهم و اولادهم و قراباتهم ، و نصحائهم ، فامتعكم الله بما خصّكم من فضل صناعتكم ، و لا نزع عنكم سربال النعمه عليكم » . « 1 » يعنى به وسيلهء شما است كه مملكت انتظام يابد و كار پادشاهان به استقامت گرايد و با تدبير و سياست شما است كه خداوند سلطنت ايشان را اصلاح كند ، و منافع آنها جمع شود و كشورشان آباد گردد . پادشاه باعظمت مملكتش و والى در كوچك و بزرگ كار ولايتش به شما نياز دارند ، هيچيك از شما بىنياز نيست و هيچكس جز شما از عهده كار آنها برنيايد . منزلت شما نزد ايشان همچون منزلت گوش و چشم و زبان و دست ايشان است كه بدانها مىشنوند و مىبينند و سخن مىگويند و غلبه مىيابند . در هنگامى كه امرى پيش آيد شما هستيد كه مورد اعتماد ايشان هستيد نه خانواده و فرزندان و نزديكان و مشاوران ايشان . . . در اين مقدمه چند مطلب قابل توجه مىنمايد ، يكى اينكه در آن ، مانند گفته موبدان مؤبد همهجا صحبت از شاه ( ملك ) و از شاهان ( ملوك است ) و گرچه در بعضى نسخههاى متأخر عبارت بكم ينتظم الملك و تستقيم للملوك امور هم به اين عبارت « بكم ينتظم للخلافة محاسنها و تستقيم امورها » « 2 » تغيير يافته ولى حتى در اين نسخهها هم جز در همين يك مورد نام ملك و ملوك همچنان حفظ شده ، در صورتى كه در دورانى كه اين نامه نوشته شده نه ملكى در كار بوده و نه ملوكى و كلماتى كه براى حاكمان به كار مىرفته خليفه و امير و عامل و از اين قبيل اصطلاحات بوده . ديگر اينكه تعبير چشم و گوش و زبان كه در اين نامه براى دبيران به كار رفته از تشبيهاتى است كه در نوشتههاى پارسى
--> ( 1 ) . الوزراء و الكتاب ، ص 74 . ( 2 ) . مقدمه ابن خلدون ، ص 248 و صبح الاعشى ، ج 1 ، ص 85 .