محمد مهدى ملايرى

281

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نامه عبد الحميد به دبيران ديوان ساسانى نامهء ديگرى كه از عبد الحميد روايت شده و در اين جا شايستهء ذكر است ، نامه‌اى است كه خطاب به دبيران ديوان ، در راهنمايى و نصيحت ايشان نوشته و هرچند به بلندى نامهء نخست نيست ولى در حدّ خود نوشته‌اى نسبتا مفصل است . قديم‌ترين نسخه‌اى كه از اين نامه در دست است ظاهرا همان است كه جهشيارى آن را به خط ميمون بن هارون يافته و در كتاب الوزراء و الكتاب آورده ، و دربارهء آن گفته كه هرچند اين نامه خيلى طولانى است ولى چون نوشته‌اى نيكو است روا نداشتم كه چيزى از آن را فروگذارم ، و ازاين‌رو همهء آن را باز نوشتم زيرا دبير از مانند آن بىنياز نتواند بود . « 1 » ابن خلدون هم در مقدمهء تاريخ خود در فصل مربوط به ديوان رسائل و كتابت اين نامه را به تمامى نقل كرده ، زيرا به گفته او اين نامه جامع‌ترين شرحى است دربارهء شرائطى كه دبير بايد دارا باشد و فرمانروايان در انتخاب دبير همانها را در نظر مىگيرند . « 2 » و قلقشندى هم كه آن را در فصل مربوط به آداب دبيران و اقسام آن آورده دربارهء آن نوشته است ، اصل همهء اين آداب و سرچشمهء آنها نامهء عبد الحميد بن يحيى كاتب است كه به دبيران نوشته و ايشان را به عمل بدانها سفارش كرده است . « 3 » مطالب اين نامه را مىتوان كم‌وبيش در اين مورد خلاصه كرد : اهميت شغل دبيرى در ادارهء كشور و مقام و مرتبت دبيران در نزد پادشاهان ، صفات پسنديده‌اى كه دبير بايد بدانها آراسته باشد و خصلتهاى ناپسندى كه بايد از آنها بپرهيزد . مقايسه شود با آنچه در مقدمه گفتار خسرو پرويز به دبيرش در ابن قتيبه

--> ( 1 ) . الوزراء و الكتاب ، ص 73 - 79 خواهيد يافت . ( 2 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ص 248 . ( 3 ) . صبح الاعشى ، ج 1 ، ص 85 ، مرحوم محمد كرد على مؤلف كتاب رسائل البلغاء هم اين نامه را با مراجعه به مآخذى كه ذكر شد و با مقابله با دو نسخهء خطى ديگر در آن كتاب به چاپ رسانده است ( رسائل البلغاء چاپ چهارم ، ص 222 ) . در نسخه‌هاى متعدد اين نامه برخى اختلافها به چشم مىخورد كه قابل ملاحظه است .