محمد مهدى ملايرى
278
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در دوران ابو هلال نوشتههاى پارسى در زمينههاى گوناگون بيش از دورههاى بعد در دسترس نويسندگان و اهل ادب بوده ، و نوشتهء ابو هلال هم دربارهء عبد الحميد كه او الگوهاى كتابت خود را از زبان پارسى برگرفته ، به همين سبب بوده كه وى اصول بسيارى از مطالب او را در آن نوشتهها مىيافته . ولى امروز هم كه آنچه از آن نوشتهها در دسترس است خيلى كمتر از آن مقدارى است كه در زمان ابو هلال بوده ، باز هم با دقت در آنها و بررسى مطالبى كه عبد الحميد در اين نامه عنوان كرده مىتوان اصول بسيارى از مطالب اين نامه را در آن نوشتهها يافت . كسانى كه با آن نوشتهها آشنا باشند هيچيك از مطالبى را كه عبد الحميد در اين نامه عنوان كرده بيگانه نمىيابند . و اگر كسى وقتى صرف كند و درصدد برآيد كه مطالب مشابه در اين نامه و آن نوشتهها را بازنويس كند صورتى كه به دست خواهد آورد كوتاه و مختصر نخواهد بود . « 1 » نامه عبد الحميد نمونهاى از عهدهاى ساسانى در زىّ عربى و اسلامى و اين همگونى و سنخيت در مطالب اين نامه و آن نوشتهها در بعضى موارد به اندازهاى است كه مىتوان آنها را مكمل يكديگر يا به عبارت ديگر نامهء عبد الحميد را در آن
--> ( 1 ) . حتى با يك مطالعهء اجمالى هم مىتوان به نظائر متعددى دست يافت مانند آنچه در اين نامه دربارهء مصاحبان و همنشينان و نزديكان آمده با آنچه در همينباره در عهد اردشير ( ص 52 ) و عهد شاپور به پسرش هرمز ( السعاده و الاسعاده ص 317 - 318 و / 443 - 444 ) ذكر شده ، يا آنچه در اين نامه دربارهء سعايت نمايان و بدگويان آمده ، يا آنچه در همين باب در عهد شاپور ( السعاده و الاسعاد ، ص 300 و 432 - 433 ) ذكر شده يا آنچه در اين نامه دربارهء نمايندگانى كه از خارج به سفارت مىآمدهاند و طرز برخورد با آنها ذكر شده با آنچه ابن خردادبه در همين زمينه از آيين دربار ايران ذكر كرده ( المسالك و الممالك ، ص 173 ) يا با آنچه در شاهنامه در همين زمينه از آيينهاى دوران اردشير بابكان آمده ( شاهنامه ، ج 7 ، ص 1985 ) و كريستن سن با تفصيل بيشترى آن را وصف كرده است ( ايران در زمان ساسانيان ) يا آنچه دربارهء آيين لشكركشى و آرايش جنگى در اين نامه آمده با آنچه ابن قتيبه در همين باب از آييننامه نقل كرده ( عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 112 ) .