محمد مهدى ملايرى
277
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خود آنها مىخواستند چنين آيينهايى را در مجالس خود رعايت كنند خوى عربى حاكم بر دولت و حاميان آنها آن را نمىپذيرفت . و آن قواعد جنگى هم كه در اين نامه ذكر شده و از مختصات ارتشهايى بود كه طى قرنها تجربه و مهارت به صورت ارتشهاى واحدى درآمده و از نظم و ترتيبى سنتّى برخوردار شده بودند در سپاهيان اموى كه هنوز هم برپايههاى قبيلهاى و عشايرى استوار بود راه نيافته بود . « 1 » اين دستورها و قاعدهها ساخته و پرداختهء خود عبد الحميد هم نبود زيرا همهء آنها كه نتيجهء قرنها تجربه و ثمرهء انديشهء خردمندان و آگاهان از دورانهاى قديم بودند از قرنها پيش از عبد الحميد در همين منطقهاى كه اكنون قلمرو شرقى خلافت شده بود به عنوان قواعد و رسوم حكومت و آيين كشوردارى مورد عمل و موضوع آموزش شاهزادگان و درباريان و ديوانيان بود و در نوشتههاى پارسى هم كه در گفتار گذشته شمهاى دربارهء آنها گذشت و عبد الحميد هم بر آنها وقوف كامل داشت دربارهء اين آداب و رسوم به اجمال يا تفصيل سخن رفته بود . بنابراين ، اين نامه عبد الحميد را بايد اقتباسى از آنچه در عهدها و نوشتههاى ديگر پارسى از آن نوع كه در گفتار پيش بدانها اشاره شد يا در مآخذ ديگر عربى نقل شده و در جايى ديگر بررسى شده « 2 » دانست كه وى آنها را بدين ترتيب منظم ساخته و با انشاى خاص خود آنها را به زبان عربى برگردانده و به صورت اسلامى درآورده ، كارى كه هرچند در خلافت اموى كمى پيشرس به نظر مىرسد ولى اين نامه و نظائر آن از ترجمههايى كه احتمالا در همين دوران از آثار پارسى در همين زمينهها به عمل آمده نخستين سنگپايههايى بودهاند كه براى آشنايى حكمرانان و دستگاه خلافت اسلامى با اينگونه آيينها و قواعد كار گذاشته شدهاند .
--> ( 1 ) . نقل نوشتهء جرجى زيدان . ( 2 ) . مانند تاجنامهها و آييننامهها كه در جلد اول از كتاب « الترجمه و النقل عن الفارسيه فى القرون الاسلاميه الاولى » 1964 . شرح و تفصيلى دربارهء آنها آمده است .