محمد مهدى ملايرى
275
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
و چون دشمن از شبيخون باز ايستاد و به اردوگاه خود بازگشت اگر در سپاهيانت نيرويى براى پىگيرى آنان باقى مانده يا سوارانى آماده و مجهّزدارى آنها را به تعقيب دشمن و شبيخون در سپاه او بفرست . و در اين هنگام آنها بايد با سكوت و آرامش و بىسر و صدا با شمشيرهاى كشيده به پيش روند و در دل به تسبيح و تحليل پردازند و از خداوند يارى خواهند . نخستين آمادگى براى جنگ انتخاب سواران و نگهبانان لشكرگاه است . اين سواران بايد از برگزيدگان لشكر و داراى چنين صفات . . . باشند و جنگ افزارهاى آنها هم از بهترين نوع و بدينگونه . . . باشد . بر هر صد مرد از اين سواران فرماندهى از خاصان و مؤثقان و مصلحتانديشان خودت را برگزين كه در رياست نام و آوازهاى و در سابقه برترى داشته باشد . نظم و ترتيب اين سواران را به او واگذار . اين فرمانده بايد اين وظائف را به عهده گيرد . . . براى خزائن و ديوانهايت مرد امين و صالح و پرهيزگار و ديندار و سر به فرمانى را برگزين و با او گروهى از سپاهيانت را بگمار كه در همهحال نگهبان آنها و مانع از دستبرد به آنها يا تاراج خزائن گردند . . . بدان كه بهترين حيله و تدبيرى كه در عامه مردم اثر نيك دارد و نام و آوازهات را بلند مىسازد اين است كه پيروزى را با حسنتدبير و به كار بردن عقل و بصيرت و بدون خونريزى به دست آورى . بنابراين سعى كن كه روش تو بر اين قرار گيرد و يا اين تدبيرها . . . بر دشمن غالب آيى . و چون دو لشكر به هم نزديك شدند و جنگ در شرف وقوع بود ، لا حول بگو و توكّل بر خدا كن و از او راهنمايى خواه و لشكريانت را به سكوت و آرامش بخوان ، جز در هنگام حمله يا به دست آوردن موفقيتهاى بزرگ تكبير نگويند . تكبير در هنگام توقف نشانهء ترس است . از ذكر خدا غافل نباشند و از او نصرت بخواهند .