محمد مهدى ملايرى

268

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نمايد ، و آن‌چنان با عدل و انصاف آميخته باشد كه زبان بدگويان را به بندد . مگذار كه در نزد تو شوخى و مزاح كه از خصائص اهل بطالت و جهالت است و زبان حسودان را به بدگويى مىگشايد راه يابد ، زيرا اين امر موجب نقص رأى و حتك حيثيت و زيانهاى ديگر مىشود و گزند آن براى هيچ‌كس بيشتر از كسانى كه در سن تو هستند نيست . كسانى كه نزد تو به سعايت و بدگويى از ديگران مىپردازند ، اين كار را در ظاهر نصيحت و خيرخواهى تو وانمود مىكنند ولى در واقع براى تجاوز به حقوق ديگران است . آنها را به خود راه مده و رسيدگى به سخنان آنها را به صاحب شرطهء خود واگذار تا به آن رسيدگى كند و تو را در نهان از نتيجه بياگاهاند و سپس به دستور تو دربارهء آن عمل كند تا اگر دستورت به صواب بود صواب آن را از تو دانند و اگر خطا بود خطاى آن به تو باز نگردد . * صاحب شرطه تو نبايد بىآگاهى تو كارى انجام دهد ، اگر كسى از گناهكاران درخور بخشايش است تو خود او را ببخش كه آن را از تو ببيند . و اگر مستوجب عقوبت است بىآنكه او را نزد تو آورد خودش او را عقوبت كند تا آن را از سوى تو نپندارد . * هرگز كسى از سپاهيان و هم‌نشينان و خاصان تو براى درخواستى نزد تو نيايد مگر آنكه پيش از آن به دبير تو مراجعه كرده و به وسيلهء دبير درخواست او به آگاهى تو رسيده باشد تا اگر بخواهى آن را اجابت كنى او را رخصت حضور دهد و گرنه او را به تو راه ندهد تا سرزنش اين كار به دبير بازگردد . * و همچنين است حال نمايندگانى كه از خارج نزد تو مىآيند . هيچ‌يك از آنها نبايد نزد تو بار يابد مگر آنكه پيش از آن خبر وى و مطلبى كه براى آن نزد تو مىآيد و دربارهء آن با تو سخن مىگويد و مقدار چيزى كه از تو مىخواهد به آگاهى تو رسيده باشد ، تا دربارهء همهء آنها از پيش بينديشى و با رويه و فكر پاسخ آنها را آماده كنى و غافل‌گير نشوى . و اگر كسى از آن نمايندگان هنگامى كه به ديدار تو آمد دربارهء چيزى به جز آنچه به دبير تو گفته بود با تو