محمد مهدى ملايرى
266
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مناسبت به او نويساند . « 1 » عبد الله هم با هفت يا هشت هزار سپاهى عازم آنجا شد ولى ضحاك با يكصد هزار همراهان خود به آنجا روى آورد و عبد الله را محاصره كرد و چون مروان چنين ديد خود با سپاهى بزرگ به جنگ او شتافت و در جنگى ، او و بسيارى از سپاهيانش را بكشت و آتش فتنه را فرونشاند . « 2 » نامه عبد الحميد در سه بخش آن قديمترين مأخذ شناخته شده كه اين نامه در آن آمده آمده كتاب « المنثور و المنظوم » تأليف ابو الفضل احمد بن ابى طاهر طيفور خراسانى است كه ميان سالهاى 204 تا 280 هجرى قمرى مىزيسته است . « 3 » در آن كتاب در وصف اين نامه چنين آمده : « از نامههاى تك و بىمانند نامهء عبد الحميد بن يحيى به عبد الله بن مروان است در تعبيهء جنگ ، هنگامى كه او به جنگ ضحاك خارجى روانه مىشد ، و چنان كه گفتهاند اين نامه در معنى و محتوا مانند ندارد » . « 4 » ولى اين نامه همهاش در تعبيهء جنگ نيست بلكه متضمن مطالب مختلفى است كه تعبيهء جنگ هم يكى از آنها است و اگر بنا باشد كه آن مطالب دستهبندى شود مىتوان در اين نامه سه بخش جدا از هم را تشخيص داد كه باهم تلفيق شده و به صورت يك نامه درآمده و با عنوان « رساله عبد الحميد الكاتب فى نصيحة ولى العهد » شناخته شده است . « 5 » بخش نخست شامل مطالبى است در شناخت و كسب خصلتهاى پسنديدهء
--> ( 1 ) . مجموع نامههايى را كه به عبد الحميد نسبت داده شده در كتاب رسائل الداخاء محمد كرد على از صفحهء 173 - 226 چاپ چهارم ، قاهره ، 1374 ه . ق . 1954 خواهيد يافت . ( 2 ) . ابن الاثير ، الكامل ، حوادث سال 128 . ( 3 ) . اين تاريخ در فهرست دار الكتب مصر كه نسخهاى خطى از اين كتاب در آن موجود است ذكر شده ( به نقل از كتاب « آثار ابن المقفع » تأليف عمر ابو النصر ، بيروت 1966 م ص 364 ) . ( 4 ) . به نقل محمد كرد على از آن كتاب در « رسائل البلغاء » چاپ چهارم ، ص 173 . ( 5 ) . اين عنوانى است كه در « رسائل البلغاء » به اين نامه داده شده ، ص 173 - 210 .