محمد مهدى ملايرى

262

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بررسى خواهد شد . در اين‌جا شايد مناسب باشد به اين مطلب هم اشاره شود كه آنچه ابو عبيد و جاحظ و ابو هلال عسكرى دربارهء انتقال هنر سخنورى و نويسندگى از زبان پارسى به عربى هريك به تعبير خاص خود بيان كرده‌اند پژوهشهاى محققان تاريخ نيز به نتيجه‌اى مشابه با آن مىرسد كه آن هم با تعبيرهاى خاص خود بيان شده است . استاد فقيد كريستن سن محقق عالى مقام تاريخ ساسانى هم از تحقيقات خود در آن تاريخ و مقايسه آن با تاريخ خلافت و دولتهاى اسلامى در آنچه مربوط به اين موضوع يعنى ديوان رسائل و امر نويسندگى در آن به اين نتيجه مىرسد كه « دبيرخانه دول اسلامى مانند صدارت عظمى ( وزرگفرمدار وزير اعظم ) تقليد كاملى از ساسانيان است ، و وصفى كه نظامى عروضى در قرن دوازدهم ميلادى از دبيرخانه عهد خود مىكند به‌طور كلى با تكاليف و وظائف دبيران ( دبيران ديوان ) زمان ساسانيان تطبيق تواند شد . « 1 » وصفى كه نظامى عروضى از دبيرخانهء عهد خود كرده و استاد فقيد آن را با تكاليف و وظائف دبيران ديوان ساسانى منطبق مىداند و در نتيجه عمل دبيران ديوان خلافت را تقليدى از همان ديوان قديم مىشمارد چنين است . « دبيرى صناعتى است مشتمل بر قياسات خطابى و بلاغى منتفع در مخاطباتى كه در ميان مردم است بر سبيل محاورت و مشاورت و مخاصمت در مدح و ذم و حيله و استعظاف و اعزاء و بزرگ گردانيدن اعمال و خرد گردانيدن اشغال و ساختن وجوه عذر و عتاب و احكام وثائق و اذكار سوابق و ظاهر گردانيدن ترتيب و نظام سخن در هر واقعه تا بروجه اولى و احرى ادا كرده آيد . پس دبير بايد كه كريم الاصل ، شريف الغرض ، دقيق النظر ، عميق الفكر ، ثاقب الرأى باشد و از ادب و ثمرات آن قسم اكبر و خط او فر نصيب او رسيده باشد و از قياسات منطقى بعيد و بيگانه نباشد و مراتب ابناء زمانه شناسد و مقادير اهل روزگار داند و به حطام دنيوى و مزخرفات آن مشغول

--> ( 1 ) . كريستن سن ، ترجمهء رشيد ياسمى ، ص 83 .