محمد مهدى ملايرى
259
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
« كسى كه در زبانى ترتيب معانى را بشناسد و بداند كه كلمات را در همهء صورتهاى آنها درست و به جا به كار برد و آنگاه به زبانى ديگر درآيد در اين زبان هم همان هنر سخنپردازى كه در زبان پيشين داشت براى او فراهم باشد » . عسكرى براى شاهد در اين مورد عبد الحميد را به عنوان نمونه ذكر مىكند و گويد ، آيا نمىبينى كه عبد الحميد نمونههاى فن نويسندگى را كه براى آيندگان ترسيم كرد از زبان فارسى برگرفت و آنها را به زبان عربى برگردانيد . « 1 » اين گفتهء ابو هلال دربارهء عبد الحميد و انتقال بلاغت از فارسى به عربى همانند مطلبى است كه در همين زمينه جاحظ در شرح حال افرادى از خاندان ابان كه پيش از اسلام در فارسى و پس از آن در عربى از سخنوران و خطيبان معروف بودهاند نقل كرده است . جاحظ از اين خاندان در اسلام نام يزيد بن ابان و فضل بن عيسى بن ابان و پسر او عبد الصمد را جزء متكلمان و واعظان معروف ذكر كرده و گويد فضل در زمان خودش از سخنورترين مردمان بود ، هم متكلم بود و هم واعظى خوشبيان و بسيارى از فقيهان و عالمان معروف زمان - كه نام چند تن از آنها را آورده - در مجلس وعظ او حاضر مىشدند . « 2 » و دربارهء پسرش عبد الصمد گفته كه وى پرمايهتر و خوشآيندتر از پدر و در سخنورى و رسائى سخن برتر از او بود و به عنوان مثال خبرى از يكى از واعظان همزمان او نقل كرده كه عبد الصمد دربارهء خلقت مگس و همهء امور مربوط به آن سه مجلس تمام سخن گفت . و دربارهء يزيد بن ابان عموى فضل گويد
--> ( 1 ) . الصناعتين ، ص 51 چاپ آستانه . ( 2 ) . جاحظ در وصف سخنورى فضل و پرمايهبودن سخنان او در وعظ گويد : « اين فضل همان كسى است كه اين سخن را در ضمن وعظ خود گفته : سل الارض فقل من شق انهارك و عرس اشجارك و جنى ثمارك ؟ فان لم تجبك خوارا ، اجابيك اعتبارا » . يعنى از زمين بپرس و بگو نهرهاى تو را كه بريده و درختهاى تو را كه كاشته و ميوههاى تو را كه چيده ؟ اگر با كلام به تو پاسخ ندهد با زبان عبرت به تو پاسخ خواهد داد . و از اين گفته جاحظ چنين برمىآيد كه اين گفته فضل از سخنان بليغ و حكمتآميزى شده بوده كه حكم مثل ساير را يافته و خطيبان در خطبههاى خود از آن بهره مىجستهاند .