محمد مهدى ملايرى
256
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
يعنى اى فرزندان اميه از خواب طولانى برخيزيد كه خليفه يعقوب بن داود است . اى قوم خلافت شما از ميان رفت نشانى خليفهء خدا را بايد بين اعراب و رباب بيابيد . ولى اين قدرت و شوكت يعقوب دوامى نيافت و چندى نگذشت كه مهدى بر يعقوب خشم گرفت و دستور داد تا او را دوباره به سياهچال افكندند و تمام آشنايان او را هم در همهجا از كار بر كنار ساخت و خانواده و نزديكانش را هم به زندان افكند « 1 » و او بازمانده عمر خود را - جز اندكى - در زندان گذراند . از اين مدت دو سال و چند ماه تا پايان خلافت مهدى و تمام مدت خلافت هادى و پنج سال و چند ماه در خلافت هارون الرشيد در زندان ماند و وقتى به شفاعت يحيى برمكى هارون او را آزاد ساخت او نابينا شده بود و به اختيار خود به مكه رفت و در آنجا ماند و در سال 187 هجرى در همانجا بدرود زندگى گفت . « 2 »
--> ( 1 ) . ابو الثيص يكى از شعراى عرب مهدى را در اين عمل با اين اشعار سرزنش كرد : ابلغ امام الهدى ان لست مصطنعا * للنائيات كيعقوب بن داود امسى يفيك بنفس قدخباك بها * و الجود بالنفس اقصى غايه الجود نصبت للناس يعقوبا فقومّهم * كما الثقّاف مقيم كل تأويد لو تبتغى مثله فى الناس كلهم * طلبت ما ليس فى الدنيا بموجود ( جهشيارى ، ص 163 ) . يعنى به پيشواى هدايت اين پيام را برسان كه تو براى حوادث بزرگ كسى را همانند يعقوب بن داود نخواهى يافت . او كسى بود كه از بذل جان خود براى تو دريغ نكرد و بخشيدن جان منتهاى جود و بخشش است . تو يعقوب را براى اداره مردم منصوب ساختى و او هم آنها را راست و مستقيم كرد همچنانكه ثقاف نيزههاى كج را راست مىكند . اگر مانند او را در ميان همهء مردم جستجو كنى چيزى را جستهاى كه هرگز نخواهى يافت . ( 2 ) . مهدى پس از يعقوب وزارت خود را به يكى از اشراف ايرانى به نام فيض بن ابى صالح داد . پدر اين فيض به نام شيرويه خوانده مىشد و ابو صالح كنيه او بود ، فيض را در تاريخ به بخشندگى و گشادهدستى و توانگرى و بزرگمنشى ستوده و گفتهاند او به كسى سر فرود نمىآورد تا آن حد كه روزى بر هارون الرشيد وارد شد هارون دستش را دراز كرد تا او ببوسد ولى او به جاى اينكه طبق معمول خم شود و آن را ببوسد دست هارون را تا لب خود بالا برد هارون را اين كار خوش نيامد واكنشى هم نشان نداد ولى گفت كه اگر به سبب پستى و حماقت او نبود او را مىكشتم ، وقتى نام او را نزد يحيى برمكى بردند يحيى گفت : فيض كسى بود كه به مردم كرم و بخشندگى مىآموخت .