محمد مهدى ملايرى

240

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ديوانى به صورت تازه‌اى جلوه‌گر شد . قلقشندى را در بيان دشواريهاى كار دبيران دار الانشاء گفتارى است كه توجه بدان براى درك بهتر تحولى كه در اين دوران در امر نويسندگى ديوانى عربى روى داد و از سنّت‌هاى متبع همهء ديوانهاى اسلامى گرديد مفيد و آموزنده به نظر مىرسد . وى گويد « دبير دار الانشاء » را دانش وسيع و فضيلت بسيار و تيزى قريحه و صفاى انديشه مىبايست زيرا او ناچار است كه در مضمونهاى معمولى و متداول آن‌چنان تصرف كند كه آنها را با حفظ صورت اصلى و بيان تمام معانى آن به الفاظى كه قبلا براى آنها به كار رفته درآورد و در اين امر چنان رنج و مشقتى است كه جز كسانى كه در اين صنعت ممارستى دارند آن را درك نمىكنند ، به نظر وى يكى از مواردى كه اين رنج و مشقت را چند برابر مىكند اين است كه دبير بخواهد در موضوعى قلم‌فرسائى كند كه قبلا سابقه نداشته و هيچ دبيرى هم دربارهء آن چيزى ننوشته و الگويى از آن در دست نباشد . « 1 » در فهرست ابن نديم در شرح حال غالب دبيران دار الانشاء در ديوانهاى خلافت و به خصوص آنها كه در بلاغت و نويسندگى نام و آوازه‌اى داشته‌اند در ذكر آثار بازمانده از ايشان به عنوانهايى مانند « مجموعهء رسائل » يا « ديوان رسائل » و نظاير اين‌ها برمىخوريم كه مراد از آن مجموعه نوشته‌هايى بوده كه آن دبيران از نوشته‌هاى خوب گذشتگان يا نويسندگان معروف همروزگار خود و يا از نوشته‌هاى بعدى خود فراهم مىآورده‌اند تا از آن‌ها سرمشق گيرند . تدوين اين مجموعه‌ها در عربى از همين دوران تحول كه دبيران به الگو و سرمشق نياز بيشترى يافتند رونق گرفت و گسترش يافت . ابن نديم از سالم دبير هشام مجموعه‌اى در صدبرگ و از عبد الحميد مجموعه‌اى در هزار برگ و از دبيران ديگر هم مجموعه‌هاى بسيارى بزرگ يا كوچك نام برده است . در يكى از گفتارهاى آينده اين كتاب با تفصيل بيشترى از اين مجموعه‌ها سخن خواهد رفت در اينجا غرض از اشاره به اين مطلب بيان اين نكته است كه هر

--> ( 1 ) . صبح الاعشى ، 1 / 55 .