محمد مهدى ملايرى
237
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آرامش نسبى كه پس از گرفتاريهاى سخت براى آنها حاصل شده بود ، تحولى در دستگاه خلافت و حركتى به سوى استقرار ديده مىشود . حركتى كه اين بار در محيطى آمادهتر آغاز شد . اين تحول بيشتر در دستگاههاى مالى و اقتصادى روى داد . از يكسو چنان كه گذشت به برگرداندن ديوان خراج از فارسى به عربى انجاميد و از سويى هم ضرب سكّه عربى - اسلامى كه تا اين تاريخ دربارهء آن آزمايشهاى نافرجام صورت گرفته بود « 1 » به وسيلهء حجاج سر و صورتى گرفت . زيرا هنگامى كه حجاج بر آن شد تا اين كار را به سامان برساند نخست از آيين ايرانيان در ضرب سكّه جويا شد و آنگاه براساس كار آنها ضرابخانهاى ايجاد كرد و كارگران آشنا به اين امر را در آنجا گرد آورد و آنها را به ضرب سكّه واداشت . و گرچه سكّههاى او هم به سبب آنكه ناخالص بود رواجى نيافت ولى جانشينان او پس از وى در تكميل عيار و صحت آنها اهتمام بيشترى كردند و سرانجام سكههاى آنان رواجى شايسته يافت . « 2 » پس از دوران عبد الملك و حجاج ، دوران ديگرى در تحوّل ديوان با خلافت هشام پسر عبد الملك و صاحب ديوانى سالم و خاندان او آغاز مىگردد و سپس با خلافت مروان و صاحب ديوانى عبد الحميد ادامه مىيابد كه اين بار
--> ( 1 ) . مانند آزمايشى كه وسيلهء مصعب بن زبير به دستور برادرش عبد الله بن زبير كه خود را در مكه خليفه مىخواند در سال هفتاد هجرى در عراق به عمل آمد . سكّههايى كه مصعب ضرب زد همان سكّههاى ايرانى بود كه در همان كارگاههاى موجود زده مىشد با افزودن دو كلمه بركة و اللّه بر روى آن ، حجاج اين سكّهها را تغيير داد . ( فتوح البلدان ، ص 575 ) دكتر محمد معين در مقالهاى سكّهاى را كه در دارابگرد فارس به نام عبد الله بن زبير در سال 65 هجرى ضرب شده و در دست است چنين وصف كرده ؛ روى آن اين كلمات پهلوى ثبت شده : عبد الله امير و روشنيكان يا ويرويشنيكان ( يعنى امير المؤمنين ) و اين توضيح را هم افزوده كه ويرويشنيكان جمع ويرويشنيك است و ايك در آخر اين كلمه علامت نسبت است كه در فارسى به جاى آن ( ى ) نسبت نشسته . ويرويشن اسم مصدر پهلوى است كه در فارسى « گروش » شده پس مرادف ويرويشنيكان در فارسى « گروشيان » است ( يعنى مؤمنين ) . ( مجله يغماء شمارهء يازدهم بهمن 1330 سال چهارم ) . ( 2 ) . بلاذرى ، فتوح 575 و 576 .