محمد مهدى ملايرى
233
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ديوان زمام و خاتم در سبب تأسيس ديوان زمام و خاتم در دستگاه خلافت در شام چنين نوشتهاند كه وقتى معاويه حوالهاى براى عمر بن زبير به مبلغ يكصد هزار درهم به عهدهء زياد كارگزار خود در عراق نوشت و چون تا آن هنگام نامهها و حوالهها همچنان سرباز بود عمر در حواله دست برد و لفظ مائه ( صد ) را مأتى ( دويست ) كرد و به جاى يكصد هزار دويست هزار درهم گرفت . و چون اين نيرنگ بر معاويه آشكار شد براى اينكه در آينده چنان وضعى تكرار نشود ديوان زمام و خاتم تأسيس كرد « 1 » و از آن پس هر نامه يا حوالهاى كه از سوى خليفه صادر مىشد در اين ديوان نسخهاى از آن را برمىداشتند و آنگاه اصل آن نامه يا حواله را مهر كرده مىبستند و سپس صادر مىگرديد . ابن طباطبا در چگونگى كار اين ديوان كه آن را ديوانى معتبر و از ديوانهاى بزرگ خلافت و از مخترعات معاويه شمرده گويد در اين ديوان نايبانى بودند كه چون دربارهء امرى از امور توقيعى از خليفه صادر مىشد آن توقيع را به اين ديوان مىآوردند و نسخهاى از آن در ديوان ثبت مىشد و سپس آن را با نخ مىبستند و با موم مهر مىكردند و مهر صاحب ديوان را بر آن مىنهادند . « 2 » نظير همين امر در زمان خلافت عمر در مدينه اتفاق افتاده بود ولى چون در آن هنگام يا از چنين روشى آگاهى نداشتند و يا دستگاه خلافت براى تأسيس چنين تشكيلاتى آمادگى نداشت چنين ديوانى براى جلوگيرى از نظائر آن تأسيس
--> - پرداخت ولى پس از شهادت على ( ع ) همينكه معاويه از او درگذشت و براى اينكه او را به كمال در خدمت خود گيرد پذيرفت كه او را برادر خود خواند زياد در محضر خلافت در جلسهاى رسمى و علنى شهودى بر ناپاكى مادرش سميّه اقامه كرد و آنها شهادت دادند كه ابو سفيان پدر معاويه در طائف با سميّه مادر زياد زنا كرده و زياد ثمرهء آن گناه است . و بدين ترتيب زياد كه تا آن تاريخ زياد بن عبيد و گاهى هم زياد بن ابيه خوانده مىشد زياد بن ابى سفيان خوانده شد . و در دوران امارت خود بر عراق يكى از متعصّبترين طرفداران معاويه و از پركينهترين دشمنان على ( ع ) گرديد تا جائى كه كسانى را هم به جرم خوددارى از سب على ( ع ) به قتل رسانيد . ( 1 ) . صولى ، ادب الكتاب ، ص 143 . ( 2 ) . تاريخ الدول الاسلاميه ، ص 107 .