محمد مهدى ملايرى

231

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اسوارى عيادت فرمود . « 1 » اين شيرويه فرمانده اسوارانى بود كه در خوزستان در جنگهاى هرمزان و ابو موسى با شرائطى كه خود مقرّر داشتند به مسلمانان پيوستند و به خواست خود به بصره آمدند و با قبيلهء بنى تميم هم‌پيمان شدند و در آنجا همچون بزرگان مىزيستند . و همين شيرويه بود كه مرجانه زن زياد و مادر عبيد الله را به زنى گرفت و براى او قصرى در بصره ساخت كه به نام « هزاردر » معروف گرديد . « 2 » جاحظ گويد عبيد الله بن زياد داراى لكنت فارسى بود و برخى از حروف عربى مثل حاء را مانند ايرانيان ها تلفظ مىكرد . زيرا او در خانهء شيرويه و ميان اسواران بزرگ شده بود . بنابراين مقدمات طبيعى بوده كه زياد باهوش و زيركى كه از كارهاى او نمودار است براى استوار ساختن پايه‌هاى حكومت خود در ايران هرچه بهتر و بيشتر از دانسته‌هاى خود بهره گيرد . نوشته‌اند هنگامى كه حضرت على ( ع ) در خلافت خود حكومت فارس را كه منطقه‌اى پرآشوب بود به وى واگذار فرمود او سيرهء انوشروان را الگوى خود قرار داد و با همين روش موفّق شد شورش آنجا را بخواباند و آرامش را به آنجا بازگرداند . طبرى در اين باره مىنويسد : « مردم فارس مىگفتند ما كسى را در راه و روش شبيه‌تر از اين مرد تازى به خسرو انوشروان در نرمش و مدارا و دورانديشى نديديم » . « 3 » زياد دوازده سال امارت عراق را داشت . او نخستين كسى بود كه براى نوشتن نامه‌هاى ديوانى دبيران مخصوص بگمارد . او ديوان رسائل خود را به عهدهء عبد الله بن ابى بكره برادرزادهء مادرى خود واگذارد و ديوان خراج او هم بر عهدهء زادان فرخ بود « 4 » - عبد الله بن ابى بكره از كسانى بود كه در همين بصره به دنيا آمده و در همانجا هم بزرگ شده و با محيط فارسى ديوان آشنايى داشته و

--> ( 1 ) . البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 76 . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 440 . ( 3 ) . طبرى 1 / 3449 ( و كان اهل فارسى يقولون مارأينا سيره اشبه بسيره كسرى انوشروان من سيره هذا العربى فى الدين و المداراه و العلم بمايأنى ) . ( 4 ) . جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 26 .