محمد مهدى ملايرى
209
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خادم كسى كه ابن مقفع عنوان او را خادم ترجمه كرده در اين گردش كار چند وظيفه برعهده داشته يكى اينكه در حضور توقيعنويس يادداشت او را به صورت توقيع نوشته و به دفتر ماهيانهاى كه آن را تذكره خوانده نقل كند ، و ديگر آنكه اصل توقيع را نزد صاحب الزمام بفرستد . از طرز تعبير ابن مقفع از اين خادم به صورت خادم له « يعنى گماشته او چنين برمىآيد كه از ميان همهء كارمندان دبيرخانه اين يكى خدمتگزار شخصى توقيعنويس يعنى ايران دبيربد يا وزير بوده كه به تعبير امروز مىتوان او را رئيس دفتر مخصوص وزير يا چيزى شبيه به اين خواند . و آنچه از وظائف او در اين گفتهء ابن مقفع آمده گذشته از آنچه ذكر شد اين بوده كه هم يادداشتهاى شخصى توقيعنويس را نزد خود محفوظ مىداشته و هم دفتر ماهيانه توقيعهايى را كه مىبايستى آخر هرماه به مهر شاه برسد و به خزانه تحويل شود . ذكر در گفتهء ابن مقفع توضيحى براى آن نيامده ولى از سياق عبارت او چنين برمىآيد كه « ذكر » كه در لغت به معنى ياد و وير و يادكردن است در اصطلاح ديوانى دفتر يا دفتر گونهاى بوده كه دبيربد يا توقيعنويس توقيعها و شايد مطالب ديگرى را هم كه مىخواسته پيوسته در ياد و يا در دسترس خود داشته باشد در آن ثبت مىكرده و آن را نزد خود يا در دفتر مخصوص خود نگه مىداشته اين كلمه هم به صورت مفرد و هم به صورت جمع آن ذكور در كتاب مفاتيح العلوم خوارزمى به كار
--> - كاتب الدست - كه مىتوان احتمال داد ترجمه گونهاى از همين دستور باشد - ذكر شد . چنان كه مىتوان احتمال داد كه عبارت ابن مقفع هم در اين مورد « وقعه صاحب التوقيع بين يديه » اشارهاى به همين مطلب باشد . ذكر اين شعر نظامى هم در بيان منزلت دستور در ارتباط با شاه بىمورد نيست . صيدكنان موكب نوشيروان * دور شد از كوكبهء خسروان مونس خسرو شده دستور و بس * خسرو و دستور ، دگر هيچكس -