محمد مهدى ملايرى

188

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نمىخواست امر خراج « 1 » را برعهده گيرد زيرا حجاج عراق را چنان به ويرانى كشيده بود كه او مىترسيد نتواند جز با زور و ستم خراج آنجا را وصول كند و اين امر او را بدنام سازد به اين جهت از عهده‌دارشدن امر خراج عذر خواست و به اشارت او سليمان امر خراج را به عهده صالح گذارد و او را عامل خراج عراق گردانيد « 2 » . و اين ظاهرا نخستين بار بود كه در خلافت امويان چنين شغلى كه معمولا به سران عرب اختصاص داشت به يكى از ايرانيان واگذار مىشد . صالح ، عامل خراج با مقام جديد قدرت و نفوذ صالح هم فزونى يافت و به همين نسبت هم بر درگيريهاى او به سبب كشمكشهاى داخلى عربها و دوست و دشمنىهاى ايشان بسى افزود . نخستين درگيرى او موضوع كشتن محمد بن قاسم و چند تن از آل عقيل طايفهء حجاج بود كه سليمان بن عبد الملك خليفهء اموى با آنها دشمنى داشت و صالح را مأمور شكنجه و قتل آنها نمود . « 3 » محمد بن قاسم كارگزار حجاج در ولايت سند بود ، فتوحاتى هم در آنجا كرده و مردى سرشناس شده بود . چون سليمان او را معزول ساخت شخصى را به نام يزيد بن ابى كبشه سكسكى به جاى او فرستاد . يزيد محمد بن قاسم را گرفت و دربند كرد و او را به عراق نزد صالح فرستاد صالح هم او را به زندان افكند و به دستور او وى را با چند تن از آل عقيل چندان شكنجه كردند تا همه كشته شدند « 4 » . متصدى شكنجه آنها

--> ( 1 ) . معمولا براى هريك از امور حرب و خراج و صلوة يعنى امور مالى و جنگى و مذهبى يك عامل جداگانه تعيين مىكرده‌اند مگر در مواردى كه عامل از شخصيّتهاى پرقدرت و بانفوذ دستگاه خلافت بود كه در اين صورت همهء آنها در اختيار او گذاشته مىشد . ( 2 ) . جهشيارى ، ص 49 . ( 3 ) . ابن اثير ، الكامل ، ج 3 - ص 134 ، به بلاذرى ، فتوح ، 539 و 540 نيز مراجعه شود . ( 4 ) . اين محمد بن قاسم كه به بخشندگى هم معروف بوده به سبب اشعار ستايش‌آميزى كه بعضى از شعراى عرب دربارهء او گفته‌اند و همچنين به سبب بعضى اشعارى كه خود او گفته و در افواه شايع شده در ادبيات عربى به نيكى ياد شده ، از جمله اشعارى كه در رثاء او گفته‌اند اين -