محمد مهدى ملايرى

185

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اثر كار صالح گذشته از ديوان خراج و امور فنى آن به‌طور كلى در امر كتابت و نويسندگى عربى هم به اندازه‌اى مشهور و شناخته شده بود كه عبد الحميد بن يحيى دبير معروف ديوان رسائل كه از پيشگامان بزرگ نثر عربى بود و سبك نويسندگى او سرمشق نويسندگان عربى گرديد « 1 » پيوسته مىگفت : « خداوند صالح را پاداش نيك دهد كه چه بزرگ منتى بر گردن دبيران دارد . » « 2 » و بدين‌گونه از خدمت وى به زبان عربى قدردانى مىكردند . ولى البته از كسى چون حجاج نمىبايستى انتظار حق‌شناسى يا پاداشى مىداشت بلكه اگر از گزند او در امان مىماند خود براى صالح غنيمتى بود . نوشته‌اند كه روزى حجاج به صالح گفت كه من دربارهء تو انديشيده‌ام و به اين نتيجه رسيده‌ام كه مال و جان تو بر من حلال است و من اگر آنها را از تو بگيرم گناهى مرتكب نشده‌ام ، صالح در جواب گفت خداوند امير را عزّت دهد ، بدى كار هم در همين است كه اين گفته پس از انديشه صادر شده و اين گفته حجاج را به خنده انداخت و چيزى نگفت . و صالح از خطر جست . صالح پس از حجاج صالح تا پايان كار حجاج همچنان رياست ديوان عراق را برعهده داشت و پس از او هم همچنان در اين سمت باقى بود تا وقتى كه سليمان بن عبد الملك خليفهء اموى او را به سمت عامل خراج عراق منصوب گردانيد و به اصطلاح امروز ارتقاء مقام يافت . حجاج در ماه رمضان سال 95 هجرى در سن 53 يا 54 سالگى مرد و زندگى او مانند بسيارى از ستمكاران و سفاكان روزگار با نوعى ديوانگى و ماليخوليا ناشى از وحشت و اضطراب و پريشان‌روانى به پايان رسيد كه پس از قتل سعيد بن جبير بر او عارض شد و بيش از چهل روز او را امان نداد .

--> ( 1 ) . شرح حال و كارهاى عبد الحميد را در يكى از گفتارهاى آيندهء همين كتاب خواهيد يافت . ( 2 ) . بلاذرى - فتوح ، ص 369 .