محمد مهدى ملايرى
17
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
استخدام كشورى و كارمندان دولت و قوانين و مقررات مربوط به آنها است بسنجيم . و اگر آنچه را كه دربارهء حفظ طبقات و مراتب و درجات خاندانهاى كهن كه آنها را اهل البيوتات مىخواندهاند در تواريخ آمده و دفاتر و ديوانهايى كه براى اين كار وجود داشته و آثار آن را در نامهء تنسر « 1 » و جاهاى ديگر مىيابيم در نظر بگيريم شايد بهتر بتوانيم به منصب گاهبد و قلمرو وظيفهء او در نظام ديوانى دولت ساسانى وقوف يابيم . در اينجا بايد به اين نكته هم توجه داشت كه وقتى سخن از انتقال تشكيلات اجتماعى و نظام ادارى از دورانى به دورانى يا از دولتى به دولت ديگر مىرود مراد اصول كلى و قواعدى است كه آن تشكيلات و نظام بر آن متكى بوده و قابل انطباق با نيازمنديهاى هر دولتى در هر دورهاى است ، نه جزئيات و فروعى كه در هر دوران و در هر دولت به مقتضاى زمان و مكان يا به حكم تحول تدريجى كه در اثر نيازمنديهاى جديد در آنها حاصل مىگردد صورت خاصى به خود گرفتهاند و از ويژگيهاى هر دولت به شمار مىروند و چون باتوجه به اين امور به وظائف و مناصب فارسى تبارى كه در خلافتهاى اسلامى به كار رفتهاند نظر افكنيم چندين نكته در اين زمينه به نظر مىرسد كه توجه به آنها هم بىفائده نخواهد بود . يكى از آن نكتهها اين است كه در بسيارى از اين وظائف و اصطلاحات اسلامى هنوز برخى از قواعد و اصولى كه در دوران پيش از اسلام براى بيان اين وظائف در ايران مورد عمل بوده همچنان رعايت شده و پسوندها و پيشوندهايى كه براى بيان اينگونه مشاغل به كار مىرفته در اين اصطلاحات اسلامى نيز همچنان به كار رفته و براى ساختن نامهاى تازه براى وظائف جديد از همانها استفاده شده است ؛ با اين تفاوت كه بعضى از پسوندها مثل سردار و سالار و دار و مانند اينها زياد به كار رفته و بعضى ديگر مانند بد كه در فارسى زياد به كار رفته در عربى كم استعمال شده ، مانند جهبذ ، يا جوبذ و نظائر آنها .
--> ( 1 ) . نامهء تنسر ، تصحيح مجتبى مينوى ، چاپ دوم ، تهران ، دىماه 1354 ، ص 67 - 64 .