محمد مهدى ملايرى

154

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

واسپوهران آماركار گذشته از عنوانهايى كه ذكر آن‌ها براى دبيران و متصديان امور خراج و محاسبان و مستوفيان دفاتر يا ديوانهاى مختلف ذكر آنها گذشت ، عنوانهاى ديگرى هم در مآخذ قديم آمده است كه آنها را هم بايد در ضمن آنچه گذشت جاى داد ؛ از آن جمله‌اند ، عنوان واسپوهران آماركار كه مأمور وصول ماليات از اراضى واسپوهران « 1 » ( رؤسا و افراد خاندانهاى بزرگ كه در ردهء اول طبقات ممتاز به شمار مىرفته‌اند ) بوده و عنوان شهرپو آماركار Shahrpav amarkar كه ظاهرا مسؤول امور مالى ايالت يا استان را نزد والى يا ساتراب برعهده داشته . و ديگر عنوان آذربادگان آماركار كه مسؤول امور مالى ايالت آذربايجان بوده است . « 2 » شايد از اينجا بتوان حدس زد كه براى متصديان امور مناطق ديگرى از ايران نيز عنوانهاى خاصى بوده كه احتمالا در كتاب گاهنامه كه نام آن خواهد آمد ذكر شده بوده است . دبيران در عهدنامه شاپور جهشيارى در مقدمهء كتاب خود « الوزراء و الكتّاب » كه در شرح حال وزيران و دبيران قرنهاى نخستين اسلامى نوشته است ، شمه‌اى از راه و رسم ايرانيان را در

--> - بدين‌گونه است : رئيس موبدان و مهتر دبيران و اسپهبد اسپهبدان كه در صورت اختلاف‌نظر راى رئيس موبدان قاطع بوده . در اين‌باره در نامهء تنسر آمده است كه شاه در اين مورد به خط خود سه نامه مىنوشت و هريك را به امينى و معتمدى مىسپرد : يكى به رئيس موبدان و ديگرى به مهتر دبيران و سوم به اصفهبد اصفهبدان ، تا چون جهان از شهنشاه بماند موبد موبدان را حاضر كنند و اين دو كس ديگر جمع شوند و راى زنند و مهر نبشته‌ها برگيرند تا اين سه كس را به كدام فرزند راى قرار گيرد و اگر راى موبد موبدان موافق راى آن‌ها باشد خلايق را خبر دهند و اگر موبد مخالفت كند هيچ آشكارا نكنند نه از نبشته‌ها و نه از راى و قول موبد بشنوند تا موبد تنها با هربذه و دينداران و زهّاد خلوت سازد و به طاعت و زمزم نشيند . . . ) و ازين پس راى موبد و موبدان و دينداران بر هركه قرار گيرد آن قاطع است . ( تفصيل را در نامهء تنسر ، ص 87 - 88 خواهيد يافت ) . ( 1 ) . اين طبقه از خود رئيسى هم داشته‌اند كه با عنوان واسپوهران سالار خوانده مىشده است . ( 2 ) . كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ص 118 .