محمد مهدى ملايرى
152
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ديوان آتشكدهها ديوان آتشكدهها ديوانى ديگر بوده كه سرپرست آن را آتش آمارديبهر يعنى دبير محاسبات آتشكدهها مىخواندهاند . وسعت قلمرو اين ديوان را مىتوان از اينجا حدس زد كه در ايران پيش از اسلام كمتر شهر و روستايى از آتشكده خالى بوده و آتشكدهها هم متناسب با محل و اهميت خود معمولا داراى املاك و داراييهايى بودهاند كه در طى قرنها از راه وقف يا نذورات براى آنها فراهم مىآمده و به تدريج رو به فزونى مىگذاشته است ، و همين هم باعث شده بود كه بخش بزرگى از روستاها و زمينهاى زراعتى كشور در مالكيت آتشكدهها قرار گيرند و يكى از اسباب قدرت و نفوذ مؤبدان و روحانيون زرتشتى در جامعهء ايران نيز همين ثروت عظيمى بود كه در اختيار داشتند . ظاهرا اين ديوان در هر ولايت زيرنظر مؤبد همان ولايت اداره مىشده و مآلا ديوان مركزى - به سرپرستى موبدان موبد - بر همهء آنها اشراف داشته است . در دوران اسلامى كه عمر چندين دسته از املاك را در ايران جزء املاك خالصه گردانيد ، نامى از املاك آتشكدهها ديده نمىشود . « 1 » علت آن را بايد در اين امر جستجو كرد كه در دورههاى نخستين حملهء اعراب كه به جنگ و ستيز مىگذشت آن دسته از ايرانيان كه به ديانت زرتشتى باقى مانده و قبول جزيه كرده بودند ، آتشكدههاى خود را هم حفظ كرده بودند و به همين سبب بود كه در دوران اسلامى هم اين آتشكدهها در هرجا كه زردشتيان وجود داشتند همچنان برپا و ديوان آتشكدهها هم برقرار بود ، استخرى جغرافىنويس قرن چهارم هجرى كه خود اهل فارس بوده دربارهء آتشكدههاى آنجا در زمان خود گويد ، آتشكدههاى فارس به قدرى زياد است كه شمارهء آنها را جز از ديوان نمىتوان به دست آورد .
--> ( 1 ) . تفصيل را در فتوح البلدان خواهيد يافت .