محمد مهدى ملايرى

150

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

داشتن چنين وسيله‌اى براى حفظ قلمرو وسيع خود و جنگ با اقوام مهاجم تا چه اندازه اهميت داشته و به سبب همين اهميت هم بوده كه از قديم پرورش اسب يكى از شغلهاى شريف و محترمى به شمار مىرفته است كه معمولا بزرگان و دهقانان و اسواران ، بدان مىپرداخته‌اند و داشتن اسبهاى نژاده و سوارى و سواركارى را از نشانه‌هاى بزرگى و دلاورى و قهرمانى مىشمرده‌اند و لقبهاى متعددى هم براى بزرگان و جنگاوران با نام اسب به وجود آورده بودند ، و مهمترين ورزش خاص ايران هم از قديم چوگان‌بازى بوده كه آن هم با اسب و سواركارى پيوند داشته است . از اينجاست كه در ايران در همهء دوره‌هاى تاريخى آن ، در هرجا كه از لحاظ طبيعى براى پرورش اسب مناسب بوده ، مرغزارها به وجود آورده و در آنها رمه‌هاى اسب نگاهدارى مىكرده‌اند و در روستاها نيز يكى از كارهاى مهم دهقانان و روستائيان پرورش اسب بوده و به همين سبب هم بوده كه يونجه را كه خوراك اصلى اسب و محصولى باارزش بوده است ، برساخته از نام همين حيوان ، اسپست « 1 » مىخواندند . اسپست در زمان ساسانيان از ميان همهء محصولات كشاورزى از نوع سبزيها و ميوه‌ها و دانه‌ها كه معاف از ماليات بوده‌اند ، تنها محصولى بوده كه در رديف شش محصول اصلى يعنى گندم و جو و برنج و خرما و زيتون و انگور مشمول ماليات مىشده است . مسعودى در كتاب مروج الذهب در ذكر مطالبى از تاريخ ايران كه آنها را

--> ( 1 ) . واژهء اسپست به صورتهاى گوناگون به زبان عربى درآمده است ، همچون اسفست چنان كه در لسان العرب و چند لغت‌نامهء ديگر آمده و فصفصه و جمع آن فصافص چنان كه در معرّب جواليقى و لغت‌نامه‌هاى معاصر مانند المنجد آمده است . در لغت‌نامه‌هاى معاصر عربى به اصل فارسى اين كلمه اشاره نشده ولى در لغت‌نامه‌هاى قديم‌تر به اين امر تصريح شده است . جواليقى كه آن را به عربى الرطبه معنى كرده گويد فصفص فارسى معرّب است و اصل فارسى آن اسفست است ( المعرّب من الكلام الاعجمى ، ص 340 ) و چنان‌كه از تاريخ قم برمىآيد در قم يونجه را در آن زمان اسپس مىگفته‌اند . يونجه يا همين اسپست را در طى تاريخ سرگذشتى بود كه شرح آن‌ها را در هرمزدنامه استاد فقيد پورداود خواهيد يافت .