محمد مهدى ملايرى

148

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بوده باشد و مراد از آن چيزى كه جزيهء نوروز خوانده شده همين هديهء نوروز باشد ، ناچار بايد پذيرفت كه قلمرو ديوان نوروز هم به همين اندازه گسترده بوده است . ديگر از ديوانهاى ساسانى كه نشانش را در مآخذ اسلامى مىيابيم ديوانى بوده كه سرپرست آن را خوارزمى با عنوان كنز آمارديبهر يعنى سرپرست يا دبير حسابهاى خزانه نوشته است . مسعودى هم از جملهء مهرهاى نه‌گانهء خسرو پرويز يكى را براى گنجينهء جواهر و زيورآلات و املاك اختصاصى و يكى را هم براى اطعمه و داروها و عطريات شمرده است . « 1 » اين مطلب را هم نبايد از نظر دور داشت كه شمارهء ديوانها و وظايف و قلمرو هريك از آنها در همهء دوره‌ها يكسان نمانده و در دوره‌هاى مختلف دگرگونيهايى در آنها روى داده چنان كه در دوران خسرو پرويز برطبق آنچه در تواريخ منعكس شده است ، ديوان خزائن او توسعهء فراوان يافته و شايد بعضى از اضافات كه در اين ديوان حاصل شده مربوط به همين دوران باشد . طبرى در شرح سلطنت خسرو پرويز اين مطالب را دربارهء او نقل كرده است : « هيچ يك از پادشاهان به اندازهء او مال و خواسته جمع نكرد و حريص‌تر از او هم در گردآوردن زر و گوهر و ظروف و نفايس كس نبود . در هيجدهمين سال از سلطنتش كه از درآمدهاى ساليانهء او از ماليات و غيره آمار گرفتند معلوم شد كه در آن سال ششصد ميليون درهم عايد خزانهء او شده ، و اين مبلغ براى آن زمان مبلغى بسيار عظيم بود » . طبرى مىنويسد : « براى نگاهدارى اين همه اموال دستور داد تا در مدائن خزانهء تازه‌اى بسازند » . در تاريخ طبرى نام اين خزانه « بهار خفرو خسروا » آمده است . طبرى گويد : وى همهء اين اموال را به اضافهء آنچه از سكّه‌هاى فيروز پسر يزدگرد و قباد پسر فيروز در خزانه اندوخته بود و مقدار آن دوازده هزار بدره و جمعا شصت و هشت ميليون و پانصد هزار درهم مىشد و به علاوه مقدار بىشمارى از جواهر و البسه و جز اينها را كه مقدارشان را جز خدا

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 320 .