محمد مهدى ملايرى
146
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ديوان نوروز به نظر مىرسد كه برخى از ديوانهاى ساسانى كه نامى از آنها در منابع اسلامى ديده مىشود و ارتباطى با شخص شاه و ديوان مخصوص او مىيافته ، از شاخههاى همين ديوانى باشد كه سرپرست آن با عنوان كذك آمارديبهر ذكر شده است ، مانند ديوان نوروز كه نامش را در كتاب « المحاسن و الاضداد » جاحظ و آگاهى بيشترى دربارهء آن را در كتاب ديگر او به نام « التاج فى اخلاق الملوك » مىيابيم . در كتاب اول از اين ديوان به نام ديوان نوروز ياد شده و در كتاب دوم به نام ديوان الخاصة . در كتاب المحاسن و الاضداد در جايى كه جاحظ از هديهء نوروزى در ايران پيش از اسلام سخن مىراند ، گويد : دبير مخصوصى نام هديهكنندگان و پاداشى را كه شاه براى هريك تعيين مىكرد يادداشت مىكرد تا در ديوان نوروز ثبت شود « 1 » و در كتاب التاج فى اخلاق الملوك در اينباره گويد : « آيين ايرانيان چنين است كه در نوروز هركس از آنچه دوست دارد هديهاى به شاه تقديم دارد . اگر از طبقهء بزرگان باشد و مشك دوست دارد تنها به همان بسنده كند و اگر دوستدار عنبر است عنبر هديه كند و اگر اهل لباس است پوششى برگزيند و اگر از دلاوران و سواركاران است آيين چنين است كه اسبى يا نيزهاى يا شمشيرى پيشكش كند و اگر از تيراندازان است تير و پيكانى هديه كند و اگر از توانگران است زر يا سيم هديه كند و اگر از كارگزارانى است كه از سال گذشته بدهى بر عهده دارد همه را جمع كند و در بدرهاى از ابريشم چينى با شرابههاى سيمين و رشتههاى پشمين نهد و با عنبر آن را مهر كند و به ديوان فرستد . شاعر هم شعرى و خطيب خطبهاى و نديم تحفه و طرفه يا نوبر يكى از سبزيهاى بهارى را هديه كند » . جاحظ پس از آنكه در همين كتاب نوع هديههاى زنان رسمى و كنيزكان شاه را هم ذكر مىكند ، گويد ، حق نزديكان و خواص شاه بر او اين است كه اين
--> ( 1 ) . المحاسن و الاضداد ، ص 369 .