محمد مهدى ملايرى
136
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
حاصلخيز از كوشكها و قصرهاى ساسانى پوشيده بوده است . « 1 » آنچه اين باستانشناسان از كاوشهاى خود دريافتهاند ، از تاريخها و نوشتههاى عربى و اسلامى و همچنين از مقدار خراج و عايدات ساليانهء آن استانها كه در ديوانها ثبت بوده با وضوح و تفصيل بيشترى فهميده مىشود ، و آنچه در اين ميان جالب توجه و دقت است اهميتى است كه مراقبت دائم و مستمر آن تشكيلات در حفظ آن وضع داشته ، زيرا به محض آنكه اوضاع دولت ساسانى در اواخر آن دولت به نابسامانى گرائيد و امور كشور روى به پريشانى نهاد ، كار آن سد و بندها هم به آشفتگى كشيد و آنها هم يكى پس از ديگرى درهم شكستند و آب آن رودها به تدريج كشتزارها و روستاهاى منطقهء جنوبى عراق و حتى يك استان كامل از آن منطقه ميان واسط و بصره را غرق كرد و هرچه شهر و ده و روستا بود به زير آب فرو برد و تمام آن سرزمين وسيع را به ماندابهاى عظيم بدل كرد كه در عربى به نام بطايح خوانده شدند و هيچگاه ، هيچ دولتى موفق نشد كه آن سرزمينها را از زير آب بيرون كشد و آبادانى را چنان كه بود به آن سامان برگرداند و امروز هم ماندابهاى عظيمى كه در جنوب عراق وجود دارد و به نام هور و اهوار خوانده مىشوند يادگار همان ويرانيها است . ماندابهاى جنوب عراق ياقوت ، علت پيدايش اين ماندابها را چنين ذكر كرده است كه اين ماندابها در گذشتهها روستاهاى به هم پيوسته و سرزمينهاى آبادى بودند . در روزگار خسرو پرويز چنين اتفاق افتاد كه دجله و فرات هر دو بهطور غيرعادى آنچنان طغيان كردند كه وى از ضبط همهء آنها عاجز ماند و آب در خانهها و آباديها و كشتزارها افتاد و مردم را گريزاند و چون آب كم شد و خواست به بازسازى سدها بپردازد مرگ او دررسيد و شيرويه هم زمانى براى اين كار نيافت و كسانى هم كه پس از او به شاهى رسيدند توانايى اين كار را
--> ( 1 ) . كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمهء فارسى رشيد ياسمى ، ص 448 .