محمد مهدى ملايرى

134

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

دور قسمتى پست و رسوبى و آب‌گير و قسمتى ديگر مرتفع و دور از آب بوده و به همين سبب هميشه قسمتى از اراضى آنجا در معرض سيل و توفان و قسمتى ديگر در خطر خشك‌سالى بوده است ، و براى اينكه در آنجا وضعى به وجود آيد كه همهء اراضى آنجا آباد و به كشتزار مبدل شود و دور از آفات و بليات ماند ، مىبايستى نظامى در امر آبيارى آنجا حاكم مىشد كه ناظر به هردو وضع و جامع همهء مسائل ناشى از آنها باشد . پيداست يافتن و به كارگرفتن چنين نظامى هم كارى ساده نبوده است كه به آسانى به آن دست توانند يافت . مهمترين مسأله‌اى كه از روزگاران بسيار كهن - از هنگامى كه ساكنان اين سرزمين راه كشاورزى را يافته‌اند - تا امروز پيوسته در برابر آنان قرار داشته ، كيفيت مهار كردن اين دو رود براى بهره‌گيرى از آنها در امر كشاورزى و ساير مقاصد زندگى و تنظيم امور آنها به صورتى بوده است كه در هر دو حال كم‌آبى و طغيان ، اگر هم بيشترين بهره را نتوان از آنها برد لا اقل كمترين آسيب را از آنها تحمل كرد و به همين سبب هم از روزگاران قديم براى تنظيم اين دو حال يعنى كاست و فزود اين رودها راههائى انديشيده و به كار بسته‌اند ، كه سرانجام در دوران ساسانى با اهتمامى كه به آبادانى اين منطقه داشته‌اند و مال فراوانى كه در اين راه صرف كرده‌اند به نتيجهء مطلوب رسيده و نظامى استوار يافته و در دورانى كه ما از آن گفتگو مىكنيم ، يعنى دوران اخير ساسانى كه به مسلمانان انتقال يافت داراى راه و روش و سنّتهائى شناخته شده و سازمانى نسبتا جامع شده بود و اجرا يا نظارت بر حسن اجراى همهء آنها را هم ديوانى بر عهده داشت كه به نام مهمترين وظيفهء آن ديوان ، كاست و فزود يا كستبزود خوانده مىشد . در اين دوران در سرزمين‌هاى پست و آبگير عراق مثل استانهاى جنوبى ، به خصوص دو استانى كه در آن روزگار به نام استان شاد بهمن و استان شادشاپور خوانده مىشدند « 1 » و از نزديكيهاى واسط تا دهانهء خليج فارس در آبخور هردو

--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر در اين‌باره نگاه كنيد به جلد دوم از همين كتاب ، گفتار سيزدهم ، ص 246 و 247 و 265 و گفتار چهاردهم ، ص 263 .