محمد مهدى ملايرى
117
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خود را كبيسه مىكنند نوروز هم خود به خود كبيسه شود . و اين تلفيق گونهاى بود ميان سال ايرانى و كبيسهء رومى . با اين ترتيب مشكل گردش سال و جلو افتادن نوروز و افتتاح خراج حل گرديد ، ولى مشكل ديگرى كه در ايران وجود نداشت بعدها در دوران اسلامى به سبب تقارن سالهاى شمسى با سالهاى قمرى به وجود آمده بود ، همچنان به حال خود باقى ماند و آن اين بود كه ميان سال شمسى كه آن را سال خراجى ناميدهاند ، زيرا كه امر خراج و ساير امور ديوانى برپايهء آن بود ، و سال قمرى كه آن را سال هلالى خواندهاند و تاريخ رسمى دولتهاى اسلامى بر آن مىگشت هر سال 11 روز اختلاف پديد مىآمد ؛ چون سال هلالى 11 روز و كسرى كوتاهتر از سال خراجى بود و اين امر باعث مىگرديد كه در هر 33 سال هلالى كه نوروز به تدريج به آخرين روزهاى آخرين ماه آن سال مىافتاد ، در سال بعد اصلا نوروزى واقع نشود و نوروز به اولين روزهاى اولين ماه هلالى بعد بيفتد و بدين ترتيب در آن سال هلالى كه نوروزى نداشته افتتاح خراج هم نشود و سال خراجى يك سال عقب بيفتد و مثلا در سال 34 هلالى مردم خراج سال قبل يعنى سال 33 هلالى را بپردازند و به همين ترتيب در سالهاى بعد عمل كنند و چون اين وضع ادامه يابد پس از 33 سال ديگر اين تفاوت به دو سال مىرسيد و به همين ترتيب در هر 33 سال يك سال بر اين تفاوت افزوده مىشد كه اين خود نابسامانى بزرگترى در امر خراج ايجاد مىكرد . در چارهء اين نابسامانى از هنگامى كه به آن پىبردند ، بنا را بر اين گذاشتند كه در هر 33 سال هلالى يك سال خراجى را از حساب بيندازند و سال بعد را به حساب بياورند و بدين ترتيب سال هلالى و سال خراجى را يكسان سازند . اين عمل را ازدلاق مىخواندند ، يعنى لغزيدن يا جستن از روى يك سال به سال بعد . و چون اين عمل احتياج به نظم و ترتيبى كامل و مستمر داشت كه در همهء سرزمينهاى اسلامى يكسان بدان عمل شود و از آنجا كه چنين نظم و ترتيبى هميشه و در همهجا وجود نداشت ، گاهى در بعضى جاها بدان عمل مىشد و در