محمد مهدى ملايرى

87

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

الفارسية الاولى الى الفارسية الثانية » . « 1 » و الفارسية الاولى را هم در جاى ديگر زبانى دانسته كه كسى در زمان او آن را نمىشناخته . او در نقل روايتى كه اوستا را بر دوازده هزار پوست گاو نوشته يا كنده بوده‌اند ، گويد : « حفروا باللغة الفارسية الاولى ، و لا يعلم احد اليوم يعرف معنى تلك اللغة و انما نقل لهم الى هذه الفارسية شيئى من السور فهى فى ايديهم يقرءونها فى صلواتهم » « 2 » يعنى آن را به زبان فارسى قديم حفر كردند و امروز كسى نيست كه معنى آن زبان را بداند ، ليكن براى ايشان برخى از سوره‌ها را به همين فارسى برگرداندند و اين همان است كه در دست ايشان است و در نمازهاشان آن را مىخوانند . ولى باز در مورد ديگر همين « الفارسيه الاولى » زبانى است كه ابن مقفع كتابى را كه حاوى جنگهاى افراسياب و شرح جنگهاى ايرانيان و تركها بوده و به نام سكيسران يا نامى شبيه به اين خوانده مىشده از آن زبان به عربى برگردانده است . « 3 » اين تصوير ناروشن از زبان پهلوى و استعمال آن براى بيان زبان تا پيش از اسلام ايران يا هرچه به خط آن زمان نوشته مىشده در همهء مآخذ چه فارسى و چه عربى همچنان ادامه يافته و آنچنان شهرت يافته كه گوئى مؤلفان بعدى آن را جزء مسلمات مىشمرده‌اند . شايد بهترين نمونه‌اى كه در اين مورد بتوان ياد كرد مطالبى است كه دربارهء كليله و دمنه ساسانى و زبان آن در اين نوشته‌ها آمده . اين كتاب را از آن‌رو بهترين نمونه مىتوان شمرد كه دربارهء اين كتاب به شهاد همهء مآخذ موجود به جز آنچه در مقدمه‌هاى نسخه عربى اين كتاب آمده اطلاعات ديگرى از مآخذ ديگرى به جهان اسلام نرسيده بوده بنابراين جالب توجه خواهد بود كه تحقيق شود با آنكه در متن عربى كليله و دمنه و مقدمه‌هاى آن در هيچ‌جا ذكرى از زبان پهلوى نرفته و در جاهائى هم كه سخن از ترجمهء آن رفته

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، پلا ، ج 2 ، ص 95 . ( 2 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 91 . ( 3 ) . مروج الذهب ، پلّا ، ج 1 ، ص 267 ، « فهذا كلّه موجود مشروح فى الكتاب المترجم بكتاب السكيسران ، ترجمه ابن مقفع من الفارسيه الاولى الى العربيه » .