محمد مهدى ملايرى

63

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در روزگار گذشته مقدارى از كتابهاى منطق و پزشكى را به زبان فارسى درآورده بودند و عبد الله بن مقفع و ديگران آنها را به زبان عربى نقل كردند . به جز كتاب كليله و دمنه كتابهاى ديگر هندى هم كه نخست در ايران ترجمه شده و سپس همان ترجمه‌ها به عربى برگردانده شده بود آنها هم از زبان هندى به زبان فارسى و سپس از فارسى به عربى درآمده بودند ابن ابى اصيبعه دربارهء كتاب شرك هندى كه گويد رازى در كتاب حاوى از آن مطالبى نقل كرده گويد : « و هذا الكتاب فسّره عبد الله بن على من الفارسى الى العربى لانه اولا نقل من الهندى الى الفارسى » « 1 » يعنى اين كتاب را عبد الله بن على از فارسى به عربى برگرداند زيرا پيش از اين از هندى به فارسى ترجمه شده بود . ديوان خراج خراسان هم كه پس از سال 124 هجرى در زمان ولايت نصر بن سيّار آخرين كارگزار خليفه اموى كه به دست ابو مسلم خراسانى كشته شد به زبان عربى ترجمه گرديد از زبان فارسى بود . جهشيارى در اين‌باره نوشته است « و كان اكثر كتّاب خراسان اذ ذاك مجوس و كانت الحسبانات بالفارسيه . . . و كان اول من نقل الكتابه من الفارسيه الى العربيه بخراسان اسحاق بن طليق الكاتب ، رجل من بنى نهشل ، كان مع نصر بن سيّار فخص به . . . » « 2 » يعنى بيشتر دبيران خراسان در آن هنگام زردشتى بودند و حسابها هم به فارسى بود . . . و نخستين كسى كه در خراسان كتابت را از فارسى به عربى برگرداند اسحاق بن طليق كاتب بود كه مردى از قبيله بنى نهشل و از خواص نصر بن سيّار بود . در سال 120 يا 130 هجرى كه به‌آفريد پسر ما فروردين براى پيروان خود كتابى نوشت آن را به زبان فارسى نوشت ، به‌آفريد در يكى از روستاهاى نيشابور به دعوى پيغمبرى برخاست و گروهى هم به او گرويدند و سرانجام در اثر شكايت موبدان و هيربدان زردشتى به ابو مسلم خراسانى كه دعوى او را نوعى تصرف در دين زردشتى و باعث فساد دين خود مىپنداشتند ابو مسلم او را با گروهى از پيروانش كه بدانها دست يافت بكشت . ابو ريحان كه از اين كتاب خبر

--> ( 1 ) . طبقات الاطباء ، ص 473 . ( 2 ) . الوزراء و الكتاب ، ص 67 .