محمد مهدى ملايرى

60

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كشته شدند . « 1 » طبرى گويد چون خبر اين شكست و كشتار ايرانيان كه با ابن شميط بودند به مختار و ياران و برادران ايشان رسيد ايرانيان به فارسى گفتند : « اين بار دروغ گفت ( يعنى مختار كه به آنها وعدهء پيروزى داده بود ) عبارت طبرى چنين است : « فلما بلغ من مع المختار من تلك الاعاجم ما لقى اخوانهم مع ابن شميط قالوا بالفارسيه « اين بار دروغ گفت » . « 2 » در ميان سالهاى 82 تا 87 هجرى در زمان امارت حجاج بر عراق كه ديوان يعنى دستگاه مالى ايران به عربى ترجمه شد ، در كتب عربى در هرجا كه سخن از ترجمه ديوان رفته باز صحبت از فارسى است ، بلاذرى در فتوح البلدان در روايتى از مدائنى نقل كرده « لم يزل ديوان خراج السواد و سائر العراق بالفارسيه ، فلما ولى الحجاج استكتب زادان فروخ بن بيرى ، و كان معه صالح بن عبد الرحمن يختط بين يديه بالعربيّه و الفارسيه . . . » . « 3 » و ابن نديم در فصلى مربوط به آغاز ترجمه در اسلام پس از اشاره به ترجمهء كتابى در كيميا براى خالد بن يزيد بن معويه گويد : ثم نقل الديوان و كان

--> ( 1 ) . طبرى ( 2 / 721 ) اين داستان را چنين مىنويسد كه عبد الله بن وهب بن انس كه فرماندهى ميسرة ابن شميط را برعهده داشت ( ابن شميط فرمانده سپاه مختار بود ) در روز جنگ به او گفت : « موالى و بردگان در جنگ پايدار نيستند و در اين سپاه بسيارى از آنان سواره‌اند و بيم آن مىرود كه اگر جنگ سخت شود آنها با اسبان خود از ميدان جنگ به در روند و تو را تنها بگذارند پس بهتر است كه دستور دهى آنها هم پياده شوند و پياده جنگ كنند چون در اين صورت آنها وسيله‌اى براى گريز ندارند و ناچار پايدارى خواهند كرد . ابن شميط سخن او را باور كرد و دستور داد موالى پياده جنگ كنند و همين امر باعث شكست سپاه ابن شميط شد و چون پيادگان نتوانسته بودند پس از شكست خود را از معركه بيرون بكشند همگى كشته شدند ، زيرا مصعب يكى از سران لشكر خود را مأمور كرده بود كه فراريان را تعقيب كند و هر كه را يافت بىدرنگ بكشد به همين سبب در اين جنگ از سپاهيان مختار تنها عده‌اى از سواران توانستند جان سالم به در برند . طبرى كه اين واقعه را نقل كرده مىنويسد كه عبد الله بن وهب در توصيهء خود به ابن شميط قصدش راهنمائى او نبود بلكه او با اين سخنان ابن شميط را فريب داد و قصدش انتقام‌جوئى از موالى بود كه از آنان كينه‌اى سخت بر دل داشت و مىخواست كه اگر لشكر ابن شميط شكست بخورد آنها همه كشته شوند . ( 2 ) . طبرى ، 2 / 721 . ( 3 ) . فتوح البلدان ، ص 368 .