محمد مهدى ملايرى
53
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
جارى و تا حدى هم عدول از نظر جمهور شمرده شود . اين ضرورت بدان سبب است كه موضوع زبان ايران اگر مهمترين موضوع فرهنگ ايران نباشد بىترديد يكى از مهمترين موضوعهاى فرهنگى و تاريخى مردم اين سرزمين است كه با بسيارى از مسائل ديگر و بهخصوص با مسأله استمرار فرهنگى ايران در دورههاى مختلف تاريخى آن بستگى تام و تمام دارد . و هر امرى كه بدان بازگردد چه كلى و چه جزئى بايد مورد مطالعهء همه محققانى قرار گيرد كه با مسائل زبان و فرهنگ ايران سروكار دارند . و به همين منظور آنچه در اينجا توضيح خوانده شد دامنهاى گستردهتر از يك توضيح عادى خواهد يافت چه همان ضرورتى كه اين توضيح را سبب شده اين را هم ايجاب مىكند كه اگرچه به اجمال هم باشد دلايل و شواهدى كه موجب اين ترديد و عدول از نظر جمهور شده تا آن حد كه براى خواننده هم روشن شود در اينجا ذكر شود . بنابراين در اين توضيح كه خواهناخواه بهصورت يك گفتار درآمده نخست شواهدى از منابع و مآخذ معتبرى كه معمولا در اينگونه تحقيقات از مراجع دست اول و موثق بهشمار مىروند به ترتيبى كه سير تاريخى آنها هم كم و بيش نموده شود ياد مىگردد و سپس تا حدى كه درخور اين مقال و مقتضاى آن ضرورت باشد به برآوردهائى كه از آنها مىشود اشاره خواهد شد و در پايان يكى دو مطلب اصلى و اساسى كه از اين مآخذ استنباط مىگردد و شايد بتوان آنها را بهعنوان زيربناى تحقيقات زبانشناسى ايران در اين دوران انتقال به كار برد افزوده مىشود . اين را هم بايد در اينجا بيفزايم كه قصد من از اين گفتار ورود در مبحث زبانشناسى ايران و جرح و تعديل دلايل و نظريههائى كه در آن اقامه يا اظهار شده يا مىشود نيست چه آن را راهى ديگر و رهروانى ديگر است ؛ منظور از اين گفتار همانطور كه گفته شد ذكر مطالبى است كه از مطالعه و دقت در منابع معتبر عربى و اسلامى كه براى تحقيق در تاريخ و فرهنگ ايران و از آن جمله زبان فارسى در اين دوران انتقال از اسناد مهم و موثق و دست اول بهشمار مىروند